لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦١٦ - زيارة قبر ابى عبد الله الحسين بن على بن ابى طالب صلوات الله عليهم المقتول بكربلاء
مرتفع خواهد ساخت، و به بركت شما باران رحمت خود را فرو خواهد فرستاد و به بركت شما زمينى كه شما در آن مدفونيد تسبيح الهى مىكند، لعنت حق سبحانه و تعالى بر امتى باد كه شما را شهيد كردند يا به شهادت شما راضى بودند و بر جمعى كه مخالفت كردند شما را و بر جمعى كه اقرار كردند و تهنيت كردند و مبارك باد گفتند امامت و خلافت شما را كه رئيس ايشان فلان بود كه گفت در روز غدير خم كه پهپه اى پسر ابو طالب گرديدى مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه، و عامه بحث مىكنند كه فلان اقرار نكرد بلكه از روى سخريه و استهزاء گفت چنانكه از عبارت ظاهر است و ظاهرا درست مىگويند و انكار او مخصوص امامت نبود بلكه او اقرار به هيچ چيز نكرده بود و هميشه كافر بود به حسب باطن و از جهة مصلحت اظهار اسلام مىكرد، و لعنت خدا بر امّتى كه پشت بر پشت يكديگر انداختند و با يكديگر بيعت كردند كه در دشمنى شما بكوشند چنانكه متواتر است كه در كعبه صحيفه مخالفت را نوشتند، و زمخشرى نيز در كشاف و غير آن ذكر كرده است و ليكن نام آن جماعت را نبرده است، و لعنت خدا بر جمعى باد كه حاضر بودند در جهاد شما از طرف اعادى و يارى نكردند شما را يا گواهى بر امامت شما دادند و يارى نكردند كه با شما بجهاد آيند.
و در كافى و تهذيب چنين است كه
شهدت و لم تستشهد
يعنى لعنت خدا بر جمعى كه حاضر بودند در جنگ شما و خود را در راه شما شهيد نكردند چنانكه جمعى با حضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه بودند و گروه گروه برمىگشتند چون خبر خذلان اهل كوفه مسلم بن عقيل را رضي اللَّه عنه شنيدند، و بعد از آن خبر قتل او و قتل هانى بن عروه و آمدن عبيد اللَّه بن زياد به كوفه و رسيدن لشكر اهل شام را شنيدند و در هر خبرى جمعى جدا