لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦ - باب ما يجب على من بدء بالسعي قبل الطواف أو طاف و اخر السعي
جهة تاييد اجماع آيات و اخبار نقل مىكردند چنانكه از كتب ايشان ظاهر و باهر است.
و اگر خواهى كه اين معنى بر تو ظاهر شود رجوع كن به كتب استدلالى ايشان مثل كتاب قنيه از ابن زهره كه در هر مسأله أولا مىگويد كه للإجماع و الآيه و الرواية و از مجمع البيان نيز ظاهر مىشود مثلا در تفسير آيه كريمه وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا كه استدلال مىكند بر رجعت و از سيّد مرتضى رضى اللَّه عنه نقل كرده است كه اين آيه دلالت بر رجعت مىكند به آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه روزى باشد كه مبعوث كنيم و زنده گردانيم از هر امتى جمعى از مكذبين را مىگويد كه در روز قيامت حق سبحانه و تعالى همه خلايق را مبعوث مىگرداند چنانكه ضرورى دين اسلام است بلكه ضرورى اديان مليّين است قاطبه پس نيست اين بعثت مگر در رجعت، و بعد از آن مىگويد كه ما استدلال بر رجعت به آيه و اخبار نمىكنيم كه گويند آيه ظنّى الدّلاله است و اخبار آحاد است و مفيد قطع نيست بلكه مستمسك ما اجماع طاهره است كه مفيد قطع است و آيات و اخبار را تاييد مىآوريم نه استدلال تا شما بحث توانيد كرد در دلالت يا سند.
و داب ايشان چنين بود تا قريب بزمان علامه و علامه رحمه اللَّه ظاهر ساخت استدلال به اخبار را در كتاب منتهى المطلب، و بعد از او شهيد عليه الرحمة، و بعد از آن شهيد ثانى رحمهم اللَّه با نهايت خوف تا بآخرها جرأت كرد و در اجماعات ايشان قدحها كردند بانكه معاصران او جمعى تكفيرش كردند و او مختفى بود در تلال و جبال، و خبرى از جرح و تعديل نداشت تا بزمان ما كه حق سبحانه و تعالى أولا مولانا و مقتدانا و شيخنا و شيخ الكل در قدح اجماع و استنباطات واهيه داد مردانگى مىداد بعد از آن مولانا محمد امين طاب ثراه رجوع نمود بداب قدماء شيعه و قدح نمود در