لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٧٠ - حق همسر
نداند بلكه او را بهتر از خود داند و هر گاه معلم مطلع باشد بر آفات اعمال هميشه در مقام اصلاح نفس و تصحيح نيّت است و هميشه خود را بد مىداند و اعمال خود را خوب نمىداند خصوصا هر گاه متعلّم صالح و متقى باشد و ادراكى داشته باشد البته حق سبحانه و تعالى بر زبان او جارى مىسازد حقرا و اگر بر زبان معلّم جارى شود نيز به بركت اوست و اين معنى مجرّبست پس عالم للّه متعلّم را معلّم خود مىداند و با او بنحو متعلّم سر مىكند و آداب عالم و متعلّم در شرح صحيفه كامله استيفا شده است به تاييد اللَّه و تعالى
[حق همسر]
(و امّا حقّ الزّوجة فان تعلم انّ اللَّه عزّ و جلّ جعلها لك سكنا و أنسا فتعلم انّ ذلك نعمة من اللَّه عزّ و جلّ عليك فتكرمها و ترفق بها و ان كان حقّك عليها أوجب فانّ لها عليك ان ترحمها لأنّها اسيرك و تطعمها و تكسوها و اذا جهلت عفوت عنها)
و اما حق زن بر شوهر آنست كه بدانى كه حق سبحانه و تعالى زن را آفريده است كه تو به آن قرار گيرى و انس تو باشد تا سبب بقاى تو باشد ابدا به آن كه به اعمال قبيحه نيفتى و اكثر خدمات ترا به جا آورد و فرزندان صالح به همرسند و نام ترا زنده دارند و از جهة تو استغفار كنند بعد از تو، پس بايد كه بدانى كه اين نعمتى است بزرگ كه حق سبحانه و تعالى انعام فرموده است بر تو پس بايد كه او را گرامى دارى و با او رفق و مدارا كنى اگر از او نادانى صادر شد و اگر چه حق تو بر او عظيمتر است از حق او بر تو و ليكن بر تو واجب است كه بر او رحم كنى زيرا كه بمنزله اسير تست و تا زنده است در خانه تست و به جايى نمىتواند رفت و از ديگرى منتفع نمىتواند شد و بايد كه خوراك او را بدهى و پوشش او را بنحو متعارف او به او رسانى و اگر از روى