لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧١٨ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
عتاب حضرت آدم از جهة اين بود كه حق سبحانه و تعالى حضرت آدم را از جهة سكناى بهشت نيافريده بود بلكه از جهة خلافت زمين آفريده بود، و از جهة محبت و معرفت و اينها با نعمتهاى بهشت جمع نمىشد، لمحهاى او را با خود گذاشتند تا آن كه از آن حضرت صلوات اللَّه عليه آن ترك اولى صادر شد و به آن بهانه از بهشت بيرون آمدند، و سيصد سال گريه و زارى در محبت الهى كردند تا به اقصى مراتب كمال خود فايز شدند بعد از آن به تشريف اصطفا و خلافت و نبوّت مخلع شدند، و سبب اين شد كه فرزندان او عبرت گيرند و مغرور نشوند، و از دشمنى عدوّ مبين شيطان و نفس اماره و دنياى غداره ايمن نباشند، و امثال اينها از وجوه بسيار.
و على اى حال تا بحال نشنيديم، و در حديث ضعيفى نيز نديديم كه از حضرات ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم ترك اولى صادر شده باشد و آن چه سعدى شيرازى ذكر كرده است از خطاى حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در مسأله: از مفتريات عوام عامه است كه اگر چنين چيزى و العياذ باللَّه واقع بود البته در صحاح خود نقل مىكردند از جهة اصلاح اغلاط ابو بكر و عمر و عثمان، چون خطاهاى ايشان را بسيار نقل كردهاند، تا آن كه خوارج كه دشمن آن حضرت بودند بغير از رضا به حكمين چيزى افترا نتوانستند بستن.
پس ظاهر شد كه آنهايى كه اين افترا بستهاند از خوارج بدترند و گمان ندارم كه سعدى نفهميده ذكر كرده باشد بلكه چون خواجه نصير الملة و الحق، و الدين او را كف پائى زده بود از جهة مرثيه مستعصم و دستش به خواجه نمىرسيد تدارك آن بكفر خود كرد كه خواجه متاثر شود قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ* و حكايت حكمين خواهد آمد در كتاب نكاح إن شاء اللَّه تعالى.