لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٩٢ - حق كسى كه نصيحت كند ترا
راى او موافق است با آن چه من مىيابم و در وصاياى لقمان گذشت احكام مشورت در ابواب سفر حج
[حق كسى كه قبول كند نصيحت ترا]
(و امّا حقّ المستنصح ان تؤدّى اليه النّصيحة و ليكن مذهبك الرّحمة له و الرّفق به)
و اما حق كسى كه قبول كند نصيحت ترا و خواهان باشد نصيحت را آنست كه آن چه خير او باشد در امور دنيوى و اخروى او به او برسانى، و مىبايد كه غرضت ترحم باشد بر او كه بىچاره است و بدست نفس و شيطان گرفتار است و با او به رفق و مدارا سر كنى و از جهة او دعا كنى و به زبان خوش او را باز دارى از بدى، و بدارى به خوبى و در غالب اوقات در زمانى كه معصوم مستولى نباشد رفق و مدارا انفع است و درشتى سبب زيادتى اصرار است بر معاصى بنا بر اين است كه صدوق باب امر معروف و نهى از منكر را با جهاد ترك كرده است و ليكن اين نحو نيز وارد است و اليوم بعنوان نصايح و مواعظ انفع است و اللَّه تعالى يعلم احكامه
[حق كسى كه نصيحت كند ترا]
(و امّا حقّ النّاصح ان تليّن له جناحك و تصغى اليه بسمعك فان اتى بالصّواب حمدت اللَّه عزّ و جلّ و ان لم يوفّق رحمته و لم تتّهمه و علمت انّه اخطا و لم تواخذه بذلك الّا ان يكون مستحقّا للتّهمة فلا تعبأ بشيء من امره على حال و لا قوّة الّا باللَّه)
و اما حق كسى كه نصيحت كند ترا آنست كه بال خود را از جهة او بگسترانى يعنى به ادب و تواضع نزد او بنشينى و گوش خود را با دل متوجّه او سازى اگر موافق حق نصيحت كند ترا حق سبحانه و تعالى را بر آن شكر كنى، و اگر موفق نشود و در بعضى از نسخ و ان لم يوافق است يعنى اگر موافق حق نگويد بر او رحم كنى و او را متهم ندانى و بدانى كه خطا كرده