لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٥٦ - حق چشم
تعالى دو حصار از جهة آن آفريده است، و در زبان و ساير اعضا بعضى از آفات و حسنات او را ذكر فرمودهاند و باقى را به مقايسه گذاشتهاند
[حق گوش]
(و حقّ السّمع تنزيهه عن سماع الغيبة و سماع ما لا يحلّ سماعه)
و حق گوش منزه داشتن آنست از شنيدن غيبت و از شنيدن آن چه حلال نيست آن مانند بهتان و سخن چينى و سرودها و سازها و شنيدن آواز نامحرم هر گاه خوف فريفته شدن باشد و اگر نباشد نيز بنا بر مشهور و احتياط مگر بقدر ضرورت و احوط آنست كه در وقت ضرورت زياده از پنج كلمه نشنود چنانكه خواهد آمد و بنا بر آن چه در زبان فرمودند از سيئات و حسنات حق اوست شنيدن سخنان خدا و رسول و سخنانى كه بر شنيدنش فايده اخروى باشد و انواع خوب و بدش بسيار است و ظاهر است كه گوش مامور است بشنيدن خوب و منهى عنه است از شنيدن هر چه بد باشد يا بىفايده باشد و اكثر عالميان مدار خود را بر بيهوده گفتن و بيهوده شنيدن گذاشتهاند و حق سبحانه و تعالى فرموده است كه از گوش و چشم و دل سؤال خواهند كرد و اگر بر بيهوده عذاب نباشد حسرت و ندامت ابدى خواهد بود
[حق چشم]
(و حقّ البصر ان تغضّه عمّا لا يحلّ لك و تعتبر بالنّظر به)
و حق چشم آنست كه فرو خوابانى آن را از هر چه حلال نيست ترا نظر كردن به آن مانند نظر كردن به زنان نامحرم و به پسران صاحب جمال و به ساير زينتهاى دنيا كه رباينده دلهاست، و از نظر كردن به كتب ضلال و مطالعه نمودن شبهات و تواريخ و قصص بيهوده يا دروغ و امثال اينها و نظر كنى به چيزى چند كه سبب عبرت شود مانند نظر كردن به خانهاى خراب و گفتن كه كجا رفتند ساكنان تو به كجا رفتند بنا كنندگان تو بلكه در هر چه نظر كنى