لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٩ - باب ما جاء في من فاته الحج
به گمان او كه تواند رفتن به عرفات كه اندكى آنجا وقوف كند آن مقدار كه نيت وقوف اضطرارى كند و بعد از نيت اندكى بماند كه دعايى بكند اگر همه همين بگويد «اللّهُمَّ اغفر لنا» استحبابا و خود را داخل مازمين كند كه اول مشعر است پيش از طلوع آفتاب پس به عرفات برود و اگر گمانش اين باشد كه وقتى كه داخل مشعر خواهد شد كه آفتاب طالع شده باشد و حاجيان روانه شده باشند در اين صورت نمىروند و در كافى و بعضى از نسخ صحيحه تهذيب «فلا ياتها» است بلفظ نهى و لفظ متن نيز خبر است بمعنى نهى يعنى نرود و حرامست رفتن چون سبب فوت وقوف اختياريست، در مشعر بماند و حجش تمامست چون يكى از موقفين را به وقوف اختيارى دريافته است و بر اين مضمون احاديث متواتره وارد شده است و بعضى از آن گذشت در باب ادراك حج شصت و سه باب قبل از اين و همان باب كافى بود
(و روى ابن محبوب عن داود الرّقىّ قال كنت مع ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه بمنى اذ جاء رجل فقال انّ قوما قدموا و قد فاتهم الحجّ فقال نسأل اللَّه العافية ارى ان يهريق كلّ رجل منهم دم شاة و يحلّوا و عليهم الحجّ من قابل ان انصرفوا إلى بلادهم و ان اقاموا حتّى يمضى ايّام التّشريق بمكّة ثمّ خرجوا إلى وقت اهل مكّة فاحرموا منه و اعتمروا و ليس عليهم الحجّ من قابل)
و به اسانيد بسيار صحيح و كالصحيح منقولست از داود بغدادى كه گفت در خدمت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه بودم كه شخصى آمد و عرض نمود كه جمعى آمدهاند و حج ايشان فوت شد و بحج نرسيدند حضرت فرمودند كه همه از حق سبحانه و تعالى عافيت و صحت بدن مىخواهيم اگر بدن صحيح است سال ديگر حج مىتوان كرد يا آن كه حق