لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٩٤ - حق كسى كه با تو بدى كرده است
[حق سائل]
(و امّا حقّ السّائل إعطاؤه على قدر حاجته)
و اما حق كسى كه چيزى بطلبد آنست كه بقدر احتياج او به او برسانند هر چه را سؤال كند و گذشت در ابواب زكات
[حق مسئول]
(و امّا حقّ المسئول ان اعطى فاقبل منه بالشّكر و المعرفة بفضله و ان منع فاقبل عذره)
و اما كسى كه از او سؤال كنند آنست كه اگر بدهد قبول كن و شكر او بكن و بدان كه حق سبحانه و تعالى بر او تفضل نموده است كه او را مالى داده است كه در مصارف خير صرف مىكند و اگر رد كند سؤالت را كه ندارم يا حاضر نيست عذرش را قبول كن شايد راست گويد و عذرى داشته باشد و گذشت كه بدا حال او كه رد كند و عذرى نداشته باشد يا عذر را دروغ گويد
[حق كسى كه ترا خوشحال كند]
(و امّا حقّ من سرّك للّه تعالى ان تحمد اللَّه تعالى اوّلا ثمّ تشكره)
و اما حق كسى كه ترا خوشحال كند از جهة رضاى حق سبحانه و تعالى آنست كه أولا شكر و سپاس الهى به جا آورى كه او سبب مسرور شدن تست بعد از آن شكر آن شخص را به جا آورى و او را به خوبى ياد كنى و دعا كنى
[حق كسى كه با تو بدى كرده است]
(و امّا حقّ من ساءك ان تعفو عنه و ان علمت انّ العفو يضرّ:
انتصرت قال اللَّه تعالى و لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ)
و اما حق كسى كه با تو بدى كرده است و تحصيل اجر عظيم از جهة تو كرده است آنست كه از او عفو كنى، و اگر دانى كه عفو ضرر مىرساند انتقام مىتوانى كشيد چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه هر آينه كسى كه انتقام كشد از دشمن خود بعد از آن كه بر او ستم كرده باشند بر ايشان حرج و