لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٨ - باب السهو في الطواف
انگشت را پس چون شش شوط كرد ديد كه هفت انگشتش گشاده شد چنين يافت كه هفت شوط كرده است و حال آن كه شش كرده است حضرت فرمودند كه يك شوط را به جا مىآورد قضا يا نيّت اداء و قضا نمىكند سليمان عرض نمود كه اگر از مكه معظمه در آمده باشد و به خانه خود رفته باشد و نتواند رفتن چه كند حضرت فرمودند كه شخصى را مىگويد كه يك شوط به نيابت او بكند
(و روى عنه صلوات اللَّه عليه رفاعة انّه قال في رجل لا يدرى ستّة طاف او سبعة قال يبنى على يقينه)
و منقولست در صحيح از رفاعه كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند در شخصى كه نداند كه شش شوط كرده است يا هفت شوط آن كه بر يقين مىگذارد، و ظاهرش آنست كه مراد از يقين شش است كه متيقن است و هفت مشكوك.
و در فقه رضوى مذكور است كه بنا بر شش مىگذارد، و جمعى تاويل كردهاند كه يقين آنست كه از سر گيرد زيرا كه اگر بر شش گذارد و در واقع هفت كرده باشد زيادتى بفعل آمده است كه مبطل است و اگر بنا بر هفت گذارد و در واقع شش بوده باشد يك شوط كم كرده است و نقصان مبطل است پس در هيچ حالى يقين بهم نمىرسد چنانكه گذشت در نماز، و جمعى حمل كردهاند بر نافله كه در آن مخير است كه بنا بر اقل گذارد يا اكثر و اقل بهتر است و ظاهرا صدوق نيز چنين اعتقاد دارد و احتمال تخيير نيز هست و اين بدأب محدثين اقربست
(و سئل صلوات اللَّه عليه عن رجل لا يدرى ثلاثة طاف او اربعة قال طواف نافلة او فريضه قيل اجبنى فيهما جميعا قال ان كان طواف نافلة