لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٢ - قانع و معتر
له سنة و دخل فى الثّانية و يجزى من الضّأن الجذع لسنة)
و در قربانيها اعم از واجب و سنت مجزى نيست از شتر مگر ثنى و آن شتريست كه پنج سالش تمام شده است و در سال ششم داخل شده است و مجزيست از بز و گاو كه ثنى بكشند و آن آنست كه يك سالش تمام شده است و در سال دويم داخل شده باشد و از ميش مجزيست جذع سال اول و آن آنست كه شش ماهش تمام شده باشد و پا در هفت گذاشته باشد يا هفت پا در هشت يا هشت پا در نه يا به تفصيل كه اگر پدر و مادرش جوان باشند در شش ماه جذع مىشود يعنى به نشاط مىآيد كه نر بر ماده رود و اگر يكى پير و يكى جوان باشد در هفت جذع مىشود و اگر هر دو پير باشند بعد از هشت در ماه نهم به نشاط مىآيد و بهتر آنست كه كمتر از نه ماهه نكشند چون ضبط پدر و مادر مشكل است مگر كسى كه خود جهانيده باشد و بر اين مضمون روايات صحيحه و كالصحيحه متواتره وارد است با اجماع الا در آخر كه در ماه جذع خلاف شده است و آن خلاف اهل لغت است اما در اجزاء جذع خلافى نيست از ميش كه گوسفند است
[قانع و معتر]
(و سئل الصّادق صلوات اللَّه عليه عن قول اللَّه عزّ و جلّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ قال القانع الّذى يقنع بما تعطيه و المعترّ الّذى يعتريك)
و منقولست بطرق صحيحه متكثره كه از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردند از تفسير قول حق سبحانه و تعالى كه چون شتر بر زمين افتد بعد از آن نحر بخوريد و بخورانيد به قانع و معتر حضرت فرمودند كه قانع كسى است كه قناعت مىكند بهر چه مىدهى به او ابرام نمىكند و معتر كسى است كه خود را به تو مىنمايد و سؤالى نمىكند و عبارت حديث مختلف