لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨٧ - زيارة قبر امير المؤمنين صلوات الله عليه
قسم ياد كردى كه نخورى و نياشامى و ننشنيى تا دابه را بمن بنمايى عمار گفت اگر عقل دارى به تو نمودم، و عامه نيز اين روايت را نقل كردهاند و احاديث رجعت از طرق شيعه متواتر است و در باب زيارات بسيار وارد شده است و بعضى از آنها مذكور خواهد شد و حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد فرموده است رجعت عزير و چندين هزار كس كه از طاعون گريختند فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ و همه را ميراند و به دعاى ارميا يا اشموئيل همه را زنده گردانيد و سالها بودند و بنحو متعارف مردند و آن كه خطاب به حضرت واقع شده است كه اى صراط مستقيم بر سبيل مجاز شايع است و احاديث متواتره وارد است كه صراط مستقيم حضرت امير المؤمنين است يعنى راه آن حضرت راه راستست، و راه غير راه او راه مغضوب عليهم و ضالّين است كه علماى ايشان به غضب الهى در آمدهاند كه دانستهاند كه او راه حق است و مخالفت كردهاند و عوام ايشان گمراهانند.
گواهى مىدهم كه نماز را به نحوى كه مىبايد اقامت كردى، و زكات مال را در حال ركوع دادى و به سبب آن ولايت و امامتت نازل شد، و امر كردى بمعروف و نهى كردى از منكر، و متابعت رسول خدا كردى حق متابعت را، و تلاوت كردى كتاب الهى را چنانكه حق تلاوت آنست، و جهاد كردى با اعداء دين چنانكه حق جهاد بود، و نصيحت كردى از جهة خدا و رسول بعنوان موعظه و اظهر آنست كه مراد آنست كه خير خواه خدا و رسول بودى يعنى از خود گذشته بودى و همگى هر چه مىكردى از جهة خيرخواهى دين خدا و رسول بود و اين مجازيست شايع خصوصا در زيارات، و جان خود را بخشيدى در شب غار يا هميشه جان خود را فداى رسول اللَّه ٦ مىكردى در جميع مجاهدات، و در هر جهادى قدم راسخ