لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٩٧ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
سلام اللَّه عليهم اجمعين بر اين مضمون وارد شده است كه كمال توحيد نفى صفاتست و اثبات صفات از جهة حق سبحانه و تعالى نفى ازليّت الهى است و نفى وجوب وجود اوست.
و عامه اكثر اشعرى شدند و اثبات صفات كردند، و جمعى كه دانستند كه اين باطل است معتزلى شدند و قايل به احوال شدند و همان تكثر بر ايشان لازم آمد با قول بامر باطل كه اين صفات الهى نه موجودند و نه معدوم، و اين مذهب باطله و امثال اينها از آن جهت به همرسيد كه دست از متابعت ابواب مدينه علم و حكمت الهى برداشتند با آن كه خود متواترا از حضرت سيد المرسلين ٦ نقل كردهاند كه آن حضرت فرمودند كه
انا مدينة العلم و علىّ بابها
، و در روايت ديگر
انا مدينة الحكمة و علىّ بابها
منم شهرستان علم و حكمت الهى و على در آن شهر است، و نفهميدند كه شهر چه معنى دارد، و در چه معنى دارد با آن كه بديهى است كه مراد آن حضرت اينست كه هر علمى كه از آن حضرت اخذ نكنند جهل است و علم نيست و داخل شهر نمىتوان شد مگر از در، و ساير آيات و اخبارى كه در اين باب وارد شده است همه را ترك كردند، و چون جمعى به سبب متابعت وارثان علم نبى ٦ از اين شرك خلاص شدند شياطين در مقام اضلال ايشان در آمدند از باب شرك در اعمال كه جمعى مرائى صرف شدند كه هر عبادتى را كه كنند از جهة اين كنند كه مردمان ايشان را عابد گويند، و تحصيل دنيا بدين كنند و جمعى كه به تاييد الهى از اين معنى خلاص شدند مبتلا ساختند شياطين ايشان را به آن كه عبادات را از جهة خود و منافع خود به جا آورند مثل دخول جنت يا خلاصى از نار، و جمعى از جهة كمال نفس، و جمعى از