لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٩٥ - زيارة جامعة لجميع الائمة صلوات الله عليهم
آن كه محبوب من مىشود، و چون محبوب من شد بمن مىشنود، و بمن مىبيند، و بمن مىگويد، و بمن بدست كارها مىكند، اگر دعا كند اجابت مىكنم، و اگر از من سؤال كند عطا مىكنم و اين معنى فناء فى اللَّه و بقاء باللَّه است كه منقول است از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه كه من در خيبر را به قوت جسمانى نكندم بلكه به قوت ربانى گندم و آيات و اخبار در اين باب بسيار است و شكى نيست كه ايشان در مرتبه محبت به اقصى مراتب كمال رسيده بودند، و از آثار ايشان ظاهر مىشود مثل آن كه حضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه از پدر و از جد به كرات و مرات شهادت خود و فرزندان و دوستان را شنيده بودند و خود نيز مىديدند، از جهة رضاى الهى متوجه آن سفر شدند و رفتند، و آن قسم شهادتى را ديدند كه هيچ مخلوقى تصور نمىتواند نمود و بدون اعلى مراتب محبت ممتنع است كه عاقل متوجه چنين امرى شود، و نه آن بود كه آن سكان اگر با ايشان بيعت مىكردند قدرت داشتند كه علانيه به ايشان ضرر توانند رسانيد و ليكن كتابى از آسمان نازل شده بود و احكام هر يك از ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم در آن نوشته بود و مهرها از طلا بر هر يك زده بود كه هر يك از ايشان مهر خود را بر مىداشتند و به آن عمل مىنمودند چنانكه در احاديث متواتره وارد است، و هم چنين ساير امور ايشان همه از جناب اقدس الهى بود كه هر صاحب شعورى كه مطالعه اخبار و آثار ايشان مىكند به يقين مىداند كه ايشان در محبت الهى در مرتبه بودهاند كه فوق آن تصور نيست و المخلصين فى توحيد اللَّه و سلام الهى بر جمعى باد كه خود را خالص نمودهاند بنا بر قرائت كسر «لام» يا حق سبحانه و تعالى ايشان را خالص گردانيده است- بنا بر