لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٩ - نماز مكن در حرير محض
آن تمام نشود مثل كلاه.
چنانكه مرويست از حلبى به سندى كه در آن سند احمد بن هلال است از ابن ابى عمير و مظنون آنست كه موسى بن الحسن با احمد شريكست اگر چه اكثر نسخ بلفظ عن است اما شيخ قريب به آن و احمد بن هلال نقل كرده است و بنا بر اين حديث صحيح است و بنا بر لفظ عن چون روايت احمد از ابن ابى عمير است ضرر ندارد زيرا كه اكثر علما عمل كردهاند حديث احمد را از حسن بن محبوب و از ابن ابى عمير و ظاهرا سببش اين بوده است كه اين هر دو كتاب نزد ايشان بوده است و چون مقابله كرده بودند موافق بوده است با آن كه در وقتى كه حال او خوب بود حديث از او نقل كرده بودند و بعد از آن كه غالى شد ديگر كسى از او روايت نكرد و آن چه سابقا از او روايت كرده بودند به آن عمل مىنمودند.
و حلبى روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه آن حضرت فرمودند كه هر چه به آن ستر عورتين نتوان كرد نماز در آن مىتوان كرد مثل بند زير جامه ابريشمين و كلاه و موزه و بند زير جامه نماز در اينها مىتوان كرد و اگر چه حرير محض باشد و مراد از موزه در اينجا چاقشور است هر چند ظاهر دو خبر محمد بن عبد الجبار عدم جواز نماز است حمل مىتوان كرد آن را بر كراهت يا اعم از كراهت و حرمت كه در ما يتمّ الصلاة حرام باشد و در ما لا يتمّ الصّلاة مكروه باشد چنانكه اصحاب باين قائلند و در فقه رضوى استثنا شده است ما لا يتمّ الصّلاة كه ستر عورتين به آن نتوان كرد.
و در صحيح از صفوان از عيص از ابو داود منقولست كه گفت داخل شدم بر حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه و قباى خزى پوشيده بودم كه آستر آن نيز خز بود و طيلسان كه بمنزله ياپونچى مىبوده است از خزى بود بلند