لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣ - نمازهاى واجب
نماز باشد خلاف آن نخواهم كرد و من خداوندى نيستم كه بسيار ظالم باشم بر بندگان خود كه اگر آن ثواب را به ايشان نمىدادم بسيار ظلم كرده بودم بر ايشان كه از ايشان كم مىكردم ثواب چهل و پنج نماز را كه از جهت ايشان مقرر ساخته بودم و هر جائى كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد نفى ظلّاميّت خود فرموده است چنين است كه آن فعل را اگر مىكرد ظلّام مىبود و ظلّام صيغه مبالغه است و نفى ظلّاميّت نفى مطلق ظلم نيست با آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ يعنى حق سبحانه و تعالى هيچ ظلمى را اراده نمىفرمايد به بندگان خود نه اندك و نه بسيار با آن كه وجهى ديگر هست كه حق سبحانه و تعالى با جلالت و عظمت و علم و حكمت و غنا و عدم احتياج اگر اندك ظلمى بر فرض محال بفرمايد ظلّام و كثير الظلم خواهد بود زيد گفت كه پس من عرض كردم كه اى پدر بزرگوار آيا نه چنين است كه حق سبحانه و تعالى را مكان نيست و مكانى نيست حضرت فرمودند كه بلى چنين است كه مكانى نيست و ذات مقدس او ارفع و اعلى است از آن كه او را مكان باشد چون هر چه مكانى است جسم است و محتاج و ممكن است و او تعالى شانه واجب الوجود بالذّاتست كه نقص و احتياج را بذات مقدس او راه نيست زيد مىگويد كه من گفتم پس چه معنى دارد كه حضرت موسى به حضرت سيد المرسلين ٦ و على جميع الانبياء گفت كه برو نزد پروردگارت پس حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه اين عبارت مجازيست شايع كه حق سبحانه و تعالى هميشه اين تجوز مىفرمايد چون قرآن را به زبان قوم آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرستاده است از آن جمله حق سبحانه و تعالى حكايت فرموده است كه حضرت ابراهيم ٧ گفت كه من بسوى پروردگار خود مىروم كه او مرا هدايت مىكند به زودى و مع هذا جانب صورى