لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦ - نمازهاى واجب
اينست كه خود تعريف كردهاند واجب را كه آن حكمى است كه بترك آن مستحق عقوبت الهى شوند و در واجب موسّع از تاخير از اوّل وقت استحقاق عقوبت نيست پس موسع معنى ندارد بلكه هر واجبى مضيّق است و هم چنين واجب مخيّر و واجب كفائى تا آن كه جمعى از متاخرين ايشان بر تعريف واجب افزودند لا إلى بدل را و اين شبهه در هر سه فرد زايل شد و ليكن چون اجماع كرده بودند كه اين چهار كس افضل فضلااند با اين همه حماقت و مخالفت اجماع جايز نبود با آن كه اجماع بر اجماع نيز از ايشان شده بود با وجود رفع شبهه عمل ايشان بر تضييق است چنانكه گذشت و چون ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم مبتلا بودند در زمان اين سكان و امثال ايشان از فضلاى ايشان علاجى نداشتند كه اين نحو سخن گويند چون نمىفهميدند واجب موسع را و ظاهرا اجمال در تفسير نيز از اين جهت واقع شده است كه در اين اخبار تفسير كتابا فرموده باشند نه موقوتا را و ايشان چنين مىفهميدهاند كه تفسير هر دو است چون وقت بمعنى حد و ثابت و مقرر نيز آمده است در لغت و اگر نه خلافى نيست ميان امت كه نمازها همه وقت دارند و حضرات استدلال به آيات مىفرمودهاند در بيان اوقات و ممكن است كه بحسب واقع اين معنى آيه باشد و وقت از آيات ديگر ظاهر شده باشد.
(و قال صلوات اللَّه عليه انّ رسول اللَّه ٦ لمّا اسرى به امره ربّه بخمسين صلاة فمرّ على النّبيّين نبىّ نبىّ لا يسألونه عن شىء حتّى انتهى إلى موسى بن عمران ٧ فقال بأي شىء أمرك ربّك فقال بخمسين صلاة فقال سل ربّك التّخفيف فانّ أمّتك لا تطيق ذلك فسال ربّه فحطّ عنه عشرا ثمّ مرّ بالنّبيّين نبىّ نبىّ لا يسألونه عن شىء حتّى مرّ بموسى بن عمران ٧ فقال بأىّ