لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٥ - باب ركود الشمس
شمس است يا شعاع آن را به قوت روحانى كشند و باين نحو حركت مىدهند تا وقتى كه آفتاب به وسط آسمان رسد و شعاع آفتاب از دريچهاى جانب مشرق بيرون رود چون غالب اوقات چنين است پس چون به ميان آسمان مىرسد مىگرداند آفتاب را فرشته كه مسمى است بملك نور پس طرفى كه به جانب زمين است به جانب آسمان فوق آن آسمان مىافتد و طرفى كه به جانب آسمان است به جانب زمين مىافتد و بحسب ظاهر دلالت مىكند بر آن كه شمس را فلك تدوير باشد و علماء هيئت اثبات نكردهاند فلك تدوير را از جهت شمس و از جهت بعضى از كواكب اثبات كردهاند بحسب قراينى كه بر ايشان ظاهر شده است و در فلك شمس نفى نيز نكردهاند چون قانون ايشان اين است كه هر چه را يافتند ذكر كردهاند و گفتهاند كه ممكن است كه جميع كواكب را فلك تدوير باشد و ما نيافته باشيم و محتمل است كه گرديدن مجازى مراد باشد به آن كه روى معنوى خود را به جانب عرش كند و استفاضه نور كند از عرش چنانكه در اخبار ديگر وارد شده است و در اين حركت شعاع آفتاب به اطراف عرش مىرسد و اين وقت تسبيح فرشتگان حاملان عرش و ساكنان سماوات است پس در اين حالت همه فرشتگان مشغول اين تسبيح مىشوند كه ترجمهاش اين است كه منزه خداوندى كه از همه نقايص برى است و به همه كمالات موصوفست يا تنزيه مىكنم خداوند خود را از جميع نقصهاى ذاتى و صفاتى و افعالى و نيست خداوندى بغير از معبود بر حق و خداوند مطلق و ستايش مىكنم خداوندى را كه منزه است از آن كه او را زنى يا فرزندى باشد چنانكه نصارى مريم را زن خدا و عيسى را فرزند او مىدانند يا مراد از صاحبة صفات زايده باشد و از ولد صفات حادثه و نبوده است او را هرگز شريكى در پادشاهى و