لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - باب ركود الشمس
تو و چه مشكل است مسأله تو پس اگر محمد بن مسلم بحسب ظاهر خورد باشد محتمل است كه اين سخن از روى مطايبه مستحبه باشد و اگر جثه او صغير نباشد ممكن است كه مطايبه باشد و در هر دو صورت ممكن است كه از روى تحسين باشد چون تفكر در آلاء الهى و عجايب صنايع او وجوه حكمت اوست يا از روى تاديب باشد به آن كه آدمى در چيزى چند كه بكار او مىآيد سؤال نمىكند و چيزى چند كه او را ضرر نيست سؤال مىكند و اكثر ايشان قابليت جواب ندارند اما تو قابليت جواب دارى به درستى كه چون آفتاب طالع مىشود مىكشانند او را به جانب بالا هفتاد هزار فرشته و گرفتهاند هر شعاعى از اشعه آن را پنج هزار فرشته و در بعضى از نسخ چنين است كه
بعد ان اخذ بكلّ شعاع منها يا بكلّ شعبة منها
يعنى پنج هزار فرشته آفتاب را به جانب مغرب مىكشند و پنج هزار فرشته ديگر آن را به جانب مشرق مىكشند چون جميع كواكب و افلاك غير فلك اطلس دو حركت دارند يك حركت به تبعيّت فلك اطلس از مشرق به جانب مغرب در شبانه روزى يك دور و حركت ديگر از مغرب به جانب مشرق است و آن در شمس در هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعى تقريبا يك دور است پس ممكن است كه هفتاد هزار فرشته كه حركت شمس مىدهند فرشتگانى باشند كه حركت فلك نهم مىدهند به جانب مغرب و به تبعيت آن افلاك ديگر حركت مىكنند پس شمس و فلك او نيز به آن حركت متحركند يا آن كه شمس و فلك آن را هفتاد هزار فرشته جذب كنند و باقى كواكب و افلاك را فرشتگان ديگر جذب كنند و پنج هزار ملك كه دفع مىكنند فرشتگانى باشند كه فلك شمس را در سالى يك بار حركت مىفرمايند و ممكن است كه هفتاد هزار فرشته باشند كه بعضى از پيش آن را كشند و جمعى از پس آن را حركت دهند و هر پنج هزار ايشان يك گوشه از گوشههاى آفتاب را گرفته باشند كه محل شعاع