لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢ - نمازهاى واجب
مسندا فى كتاب المعارج)
. و به اسانيد قويه روايت كردهاند از زيد پسر سيّد السّاجدين على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما كه گفت سؤال كردم از پدرم بهترين عبادت كنندگان الهى در زمان خود كه صلوات الهى بر او باد و به او گفتم كه اى پدر بزرگوار خبر ده مرا از جدّ ما حضرت سيّد المرسلين ٦ كه چون حق سبحانه و تعالى او را به آسمان برد در شب معراج و حق سبحانه و تعالى او را امر فرمود به پنجاه نماز چرا آن حضرت ٦ از جهت امّت خود سؤال تخفيف نكردند تا آن كه حضرت موسى ٧ او را گفت برو و سؤال كن تخفيف را كه امّت تو طاقت ندارند اين مقدار نماز را پس حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه اى فرزند به درستى كه حضرت سيد المرسلين ٦ تحكم نمىكرد بر خداوند تعالى و مرتبه ديگر سخن نمىگفت چيزى را كه حق سبحانه و تعالى به او مىفرمود و چون در اينجا حضرت موسى ٧ التماس نمودند و شفاعت امت آن حضرت به آن حضرت كردند جايز نبود كه آن حضرت ٦ رد كند شفاعت برادرش حضرت موسى ٧ را رجوع كردند و سؤال تخفيف كردند تا به پنج نماز رسانيدند زيد مىگويد كه پس من گفتم كه پس چرا در مرتبه آخر برنگشت كه سؤال تخفيف كند با آن كه حضرت موسى شفاعت كردند كه برگردند و سؤال تخفيف كنند از پنج نماز نيز پس حضرت ٦ فرمودند كه اى فرزند حضرت سيّد المرسلين ٦ خواستند كه تخفيف حاصل شود از جهت امّت و همان ايشان ثواب پنجاه نماز داشته باشند چون حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه هر كه حسنه به جا آورد يكى را ده در نامه عمل او مىنويسم نمىبينى كه چون آن حضرت به زمين آمدند جبرئيل ٧ آمد و گفت يا محمد پروردگارت سلام مىرساند كه من اين پنج نماز را به پنجاه نماز قبول مىكنم و آن چه فرمودهام كه امّت ترا ثواب پنجاه