لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٣ - وقت نماز عشاء
و نماز شام مىكنيد و لهذا فرمودند كه بر شما نيست كه تجسّس احوال سنيّان بكنيد تا سبب فساد شود و محتمل است كه در اين صورت غرض حضرت اين باشد كه شما را در كار نيست بالا رفتن به كوه زيرا كه كار شماها ذهاب حمره است و آن در پائين نيز ظاهر است و يا آن كه ممكن است كه چون كوه ابو قبيس بسيار بلند است آفتاب را توان ديدن و حمره از جانب مشرق زايل شده باشد و ليكن مستبعد است و حمل بر تقيّه منافات با اين احتمالات ندارد چون حضرات در تقيه چنان سخن مىفرمودهاند كه شيعيان حقرا بيابند و سنيان موافق مذهب خود بفهمند با آن كه مذهب ابو الخطاب نيز شايع شده بود و به تشام آن آن حضرت صلوات اللَّه عليه مبالغه در اين طرف مىفرمودند چنانكه گذشت.
و در اين باب ابو اسامه احاديث بسيار روايت كرده است از آن حضرت و بعضى از آنها گذشت و جمعى از علما ذكر كردهاند كه اين حديث موافق مذهب سنيان نيز نيست كه ايشان قايل نيستند به آن كه هر گاه آفتاب پشت كوه رود شام مىشود بلكه عمل سفهاء و جهال ايشان است نه علماى ايشان و ظاهر آن است كه هر گاه طلوع قرص و غروب قرص و اعتبار كنند افق مصلّى را اعتبار مىكنند هر گاه حايلى نباشد در زمين مسطّح پس اگر مصلّى در ارض مسطح باشد و در طرف مغرب كوهى نباشد و آفتاب پنهان شود نماز مىتوان كرد هر چند شعاع آفتاب بر كوه جانب مشرق باشد اما اگر كسى بر بالاى كوه باشد نماز نمىتواند كرد و بر عكس در طرف صبح در طلوع آفتاب بلكه در طلوع صبح نيز پس اگر كسى بر بالاى كوه باشد و صبح نسبت به او طالع باشد و نسبت به جمعى كه در پائين كوه باشند ظاهر نباشد كسى كه بر كوهست نماز صبح را مىتوان كرد و آن كه در پائين است نمىتواند كرد و مؤيد اينست آن كه حضرت فرمودند كه مشرق و مغرب تو معتبر است در هر جا كه باشى و بر اين مضمون نيز احاديث معتبره