لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩ - نمازهاى واجب
باز حضرت موسى ٧ استدعا نمودند كه برگرد و سؤال كن تخفيف را كه امتت طاقت ندارند باز حضرت مراجعت نموده سؤال تخفيف كردند حق سبحانه و تعالى ده را انداخت پس چون مراجعت نمودند و به يك يك از پيغمبران مىگذشتند و ايشان چيزى نمىپرسيدند تا به حضرت موسى ٧ رسيدند و از آن حضرت ٦ پرسيدند كه به چند نماز مامور شده حضرت فرمودند كه بده نماز باز موسى ٧ استدعا نمودند رجوع حضرت ٦ را و تخفيف را و گفتند كه امت تو طاقت ده نماز نيز ندارند زيرا كه من از جهت بنى اسرائيل واجبات آوردم و ايشان به آن عمل نكردند و اقرار ننمودند يا با نفس خود قرار ندادند كه به آن عمل نمايند تا آن كه حق سبحانه و تعالى كوه طور را بر سر ايشان برد و درياى آب و آتش از پيش و پس ايشان فرستاده تا ايشان بىعلاج به سجده رفتند بنصف رو و به زبان مىگفتند سمعنا و بدل مىگفتند عصينا چنانكه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد كرده است پس ديگر بار آن حضرت مراجعت نمودند و سؤال تخفيف كردند و حق سبحانه و تعالى پنج نماز ديگر را انداخت و به پنج امر فرمود باز آن حضرت در مراجعت به يك يك از پيغمبران مىگذشتند و ايشان چيزى نمىپرسيدند تا به حضرت موسى ٧ رسيدند موسى ٧ پرسيدند كه به چند نماز مامور شدى حضرت فرمودند كه به پنج نماز باز موسى ٧ گفتند كه از خداوندت سؤال كن كه تخفيف دهد كه امتت طاقت اين مقدار نيز ندارند پس حضرت ٦ فرمودند كه مرا شرم مىآيد كه ديگر برگردم پس حضرت از آسمانها به زير آمدند و پنج نماز از جهت امت آوردند و حضرت سيّد المرسلين ٦ فرمودند كه حق سبحانه و تعالى موسى را جزاى خير دهد به سبب اين تخفيفى كه به امّت من رسانيد و سبب شد