لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢ - نمازهاى واجب
مىسازد يا در عرش يا تصور مىكند كه از قبيل هوا احاطه كرده است به او و هر چه تصور كند حق سبحانه و تعالى نه چنان است حتى آن كه اگر تصوّر لإمكان كند يا چنين تصور مىكند كه جائى خاص ندارد گاهى در آسمانست و گاهى در زمين است يا مكانى را تصور كرده لا مكانش مىنامد بلكه هر چند واهمه اين نحو تصوّرات كند مىبايد به تضرع و زارى در آيد و پناه به خداوند برد و با خود چنين مقرر سازد كه او تصور نفس ناطقه كه عين اوست نمىتواند كردن چگونه تصور خداوند خود مىتواند كردن و با اين حال هميشه بذكر الهى مشغول باشد و از اهل دنيا عزلتى اختيار كند كه نفس او به ايشان الفت نگيرد چنانكه محققان گفتهاند كه
|
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر بدوام |
ناتمامان جهان را بكند كار تمام |
|
و هر گاه مدّتى مداومت بر اينها به قانون شرع مبين كند بموجب فرموده الهى حاصل خواهد شد چنانكه ترجمهاش اينست كه آن جماعتى كه مجاهده مىكنند با نفس و هوا و شياطين هر آينه البته ما هدايت خواهيم كرد ايشان را به راههاى قرب خود و اين معنى از قبيل سهل ممتنع است كه به سهولت حاصل مىتوان كرد اما ترك مالوفات مشكل است مگر جمعى را كه حق سبحانه و تعالى هدايت كند بلكه خود ايشان را به راه خود ببرد پس چون حق سبحانه و تعالى فرموده است كه بنده من تقرب بمن مىتواند جست به نوافل تا به مرتبه كه محبوب نشود و آيه «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ» و احاديث بسيار دلالت مىكند كه چون محبوب الهى شدند خاصيت محبت اقتضا مىكند كه ايشان را عاشق كند و كسى نگويد كه عشق الهى محال است زيرا كه عشق تعلق بصورت خود مىگيرد و حق سبحانه و تعالى را صورت نيست پس چگونه عشق ممكن باشد