لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠٥ - علت امر به اذان
چهار مرتبه چنانكه اول ندا كرد بدو تكبير و شهادة و در آخر ندا كرد بدو تكبير و دو تهليل چنانكه اول ابتدا باسم او بود انتها نيز ختم باسم حق سبحانه و تعالى شد بدو وجه يكى آن كه تكبير و تهليل اسم اوست و دويم اللَّه كه در اول و آخر است ابتدا و اختتام به او شده است.
و بسند معتبر و صحيح نزد صدوق روايت كرده است از حضرت امام ابو الحسن موسى بن جعفر الكاظم صلوات اللَّه عليهما از آباى بزرگوار خود از حضرت سيد الشهداء و خامس آل عبا صلوات اللَّه عليهم كه روزى در خدمت حضرت امير المؤمنين و امام المتقين صلوات اللَّه عليه نشسته بوديم مؤذن بر مناره بالا رفت و گفت اللَّه اكبر اللَّه اكبر پس حضرت گريستند بسيار و ما نيز از گريه حضرت گريستيم و مراد از ما حاضران مجلسند پس چون مؤذن فارغ شد حضرت فرمودند كه آيا مىدانيد كه مؤذن چه مىگويد ما گفتيم كه خدا و رسول و وصى او اعلمند حضرت فرمودند كه اگر آن چه مىگويد بدانيد هر آينه خنده كم كنيد و گريه بسيار كنيد به درستى كه اللَّه اكبر را معانى بسيار است.
از آن جمله چون مؤذن اللَّه اكبر را مىگويد در آن مندرجست قدم و ازليّت و علم و قدرت و قوّت و حكمت و كرم و جود و عطا و كبريا چون اللَّه اسم ذات واجب الوجود است و وجوب وجود مستلزم اين صفات هست و بنا بر مشهور چون اللَّه اسم ذات واجب الوجوديست كه مستجمع جميع كمالات باشد اين صفات و باقى صفات جلال و كمال داخل خواهد بود خصوصا هر گاه وصف كنند او را با كبر پس چون مؤذن مىگويد كه اللَّه اكبر پس گويا مىگويد كه آن خداوندى كه او راست خلق و امر هر چه خواهد مىآفريند و هر حكمى كه خواهد اراده كند مىكند همه را او آفريده است و بازگشت همه بسوى اوست اوست اول كه هميشه بود پيش از آن كه اشياء را بيافريند و آخر است بعد از فناء