لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢١ - نماز در مسجد قبا
سيد المرسلين ٦ هفتاد و پنج روز زنده بودند و آن حضرت را كسى خندان نديد و هفته دو مرتبه روز دوشنبه و پنج شنبه به زيارت قبور شهداء مىرفتند و مىفرمودند كه موضع رسول خدا اينجا بود و كفار در اينجا بودند و غرض آن حضرت تنبيه ديگران بود كه متذكر شوند كه در آن واقعه صحابه با آن حضرت چه كردند و حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه چه كردند همگى حضرت سيد المرسلين ٦ را گذاشتند و گريختند و حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه جنگ مىكردند و كفار را از آن حضرت دور مىكردند تا آن كه هفتاد و كسرى زخم از شمشير و نيزه و تير بر داشتند و جبرئيل نازل شد و لا فتى الّا عليّ لا سيف الّا ذو الفقار را آورد و گفت كه شرط مواسات و يارى را على به جا آورد حضرت فرمودند كه على از منست و من از اويم جبرئيل گفت كه و من نيز از شمايم و صدوق ذكر كرده است كه جبرئيل آرزو كرد كه از ايشان باشد جبرئيل را كجا رتبه آن هست كه از ايشان باشد و اين تاويل ضرور نيست زيرا كه مراتب بودن از ايشان مختلف است مثل آن كه حضرت سيد المرسلين و ائمه طاهرين صلوات اللَّه عليهم فرمودهاند كه سلمان از ما اهل بيت است و ائمه بسيارى از صحابه خود را فرمودهاند كه از مايند و در روايت صحيحه وارد شده است كه در روز احد جبرئيل در ركاب حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه از دست راست و ميكائيل در ركاب آن حضرت بود از دست چپ دور نيست كه به سبب اين اعانت از ايشان باشند و در روايت صحيحه وارد شده است كه در هر جنگى چنين بود ديگر سنت است رفتن بمسجد احزاب كه مسمى است بمسجد فتح و هيچ واقعه بر حضرت سيّد المرسلين ٦ دشوارتر از جنگ احزاب