لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢١ - اذان جبرئيل
تحمل اين انوار نبود همگى به اطراف آن آسمان رفتند و به سجده رفتند و گفتند سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الرّوح يعنى پروردگار ما از آن منزه است كه به ذات او توان رسيدن و از آن مقدّس است كه ادراك صفات او توان كردن خداونديست كه آفريننده و تربيت كننده فرشتگان و ارواحست چه شبيه است اين نور به نور عرش پروردگار ما پس جبرئيل ٧ گفت اشهد ان لا اله الا اللَّه دو مرتبه يعنى گواهى مىدهم كه نيست خداوندى كه مستحق عبودّيت باشد مگر معبود به حق و خداوند مطلق پس فرشتگان همگى جمع شدند و از جبرئيل پرسيدند كه اين كيست كه با توست با اين همه عظمت و جلالت جبرئيل گفت كه اين محمّد است ٦ فرشتگان گفتند كه مبعوث شد بر رسالت؟ جبرئيل گفت بلى پس حضرت سيّد المرسلين ٦ فرمودند كه بر من ظاهر شد سر و گردنهاى فرشتگان بسيار يا مانند اسبان گردن دراز يا مانند بزرگان قوم يا به تعجيل مىآمدند مانند اسبان يرقه و اينها تفسير شبه المعانيق است بر سبيل احتمال و سلام كردند بر من و گفتند سلام ما را به برادرت على برسان من گفتم شما على را مىشناسيد ملائكه گفتند چگونه او را نشناسيم و حال آن كه بر ما گرفتهاند عهد و پيمان رسالت تو را و عهد و پيمان على را و عهد و پيمان شيعيان على را تا روز قيامت و ما تفحص مىكنيم روهاى شيعيان على را در هر روزى پنجم رتبه در وقت هر نمازى پس حضرت سيّد المرسلين ٦ فرمودند كه حق سبحانه و تعالى چهل نور ديگر بر من افزود از انواع انوار كه شباهت نداشت به انوار سابقه و مرا به آسمان سيم بردند پس فرشتگان اين آسمان را نيز تاب تحمل مشاهده اين انوار نبود گريختند و به سجده رفتند و گفتند سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الروح و معنى آن مذكور شد اين چه نور است كه