لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٧ - نماز مكن در حرير محض
خبرى رسيده باشد كه نماز در آن نكنند فرمان حضرت رسيد كه باكى نيست مباح است و الحمد للَّه كه حق سبحانه و تعالى كار را دشوار نكرده است يا حمدى باشد تيمنا و تبركا صدوق مىگويد كه آن كه نماز در آن توان كرد در صورتيست جامه ابريشم محض نباشد و نهيى كه به مشايخ رسيده است در صورتيست كه ابريشم محض باشد و محتمل است كه خبر نهى را صدوق ديده باشد ديگر در عريضه عرض نموده بود كه اگر مردى در جامه پنبهدار بعوض پنبه كج را مانند پنبه در جامه گذارد آيا در آن جامه نماز مىتوان كرد حضرت فرمودند كه باكى نيست صدوق مىگويد كه مراد از اين كج پيله بز است نه پيله ابريشم يعنى مىبايد كه مراد حضرت اين باشد اما تاويل اول صدوق ضرور نبود زيرا كه جامه قرمزى خصوصيتى به ابريشم ندارد و چون احاديث بسيار وارد شده است كه جامه سرخ تيره مكروهست يا منهى عنه و مشايخ نمىدانستهاند كه نهى كراهتست يا حرمت توقف داشتند از جواب حضرت ظاهر شد كه مراد از آن نهى كراهتست نه حرمت و اما تاويل ثانى بسيار بعيد است و ضرور نيست زيرا كه ظاهر نيست كه حكم كج ابريشم داشته باشد.
اگر چه در حديث ضعيف از عباس بن موسى منقولست كه گفت از پدرم پرسيدم از ابريشم و كج فرمودند كه هر دو يكسانند زيرا كه ضعف حديث مانع است از آن كه به آن استدلال توان كرد و بر تقدير تسليم ظاهر نيست كه هر گاه ابريشم بعوض پنبه در جامه باشد جايز نباشد.
با آن كه اخبار صحيحه وارد شده است بر جواز بدون معارضى بحسب ظاهر و اگر لا يحلّ الصلاة فى حرير محض عام باشد ممكن است كه مخصّص شود باين اخبار اما اوّل به درستى كه اخبار بسيار حسن كالصحيح و موثق كالصحيح وارد