لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - باب معرفة زوال الشمس
مىبايد كه ميان اين چوب بر مركز دايره راست بايستد كه از سر اين چوب بهر طرفى از اطراف دايره بعد مساوى باشد و استقامت اين چوب نيز به شاقول مىشود و به ريسمان و چوبى كه بر سر اين چوب گذارند و به اطراف دايره گذارند كه از همه طرف مساوى باشد و اگر بيشتر دايره را بر چهار قسمت صحيح كنند به پرگار و غير آن و ريسمان يا چوب را بر چهار طرف با سر چوب ملاحظه نمايند بهتر ظاهر مىشود و چون مقياس را عمود كردند مىبايد كه ملاحظه نمايند كه چون سايه اين مقياس را عمود كردند داخل دايره شود و نقطه بر آن بگذارند از سياهى يا غير آن و چون سايه بيرون رود از دايره محلّ خروج را نيز نقطه بگذارند و ميان حقيقى اين دو نقطه را از پرگار يا غير آن درست كنند و از اينجا خطى درست بكشند تا مركز دايره و اگر ستاره بگذارند و از آن خط كشيده شود بهتر است و اين خط نصف النّهار است پس تا سايه باين خط نرسيده است يا رسيده است و بيرون نرفته است زوال نشده است و چون سايه سر مقياس ازين خط بيرون رود زوال آفتاب از نصف النّهار شده است و چون سايه سر چوب در ميان اين خط است نصف روز است و در زوال نصف روز منجمان معتبر است و آن از طلوع شمس است تا غروب شمس.
و چون روز شرعى از طلوع صبح صادق است بىدغدغه و انتهاى آن بر مذهب مشهور ذهاب حمره مشرقيه است نصف اول روز قريب به يك ساعت زياده است و اگر غروب قرص باشد قريب به يك ساعت و نيم بيشتر است از نصف آخر و در اين صورت كه دايره هندى كشيده باشند چون ملاحظه مىكنند مىيابند كه سايه شروع در زيادتى دارد خصوصا هر گاه دايرهاى بسيار قريب به يك ديگر كشيده باشند همين كه سايه از ميان خط بيرون رفت و سايه سر چوب بر يك دايره باشد نصف دقيقه نمىگذرد كه به دايره ديگر مىرسد چون حركت