لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩١ - باب معرفة زوال الشمس
است و تبريز پانزده درجه و چهل دقيقه است و يزد چهل و هشت درجه و بيست و هفت دقيقه است و قم سى و يك درجه و پنجاه و پنج دقيقه است و استرآباد سى و هشت درجه و چهل و هفت دقيقه است و طوس چهل و پنج درجه و نه دقيقه است و نيشابور چهل و شش درجه و بيست و شش دقيقه است و سبزوار چهل و چهار درجه و چهل و شش دقيقه است و بغداد دوازده درجه و چهل و پنج دقيقه است و بحرين پنجاه و هفت درجه و بيست و سه دقيقه است و شيراز پنجاه و سه درجه و بيست دقيقه است و همدان بيست و دو درجه و شانزده دقيقه است و ساوه بيست و نه درجه و هجده دقيقه است و تون پنجاه درجه و بيست و چهار دقيقه است و طبس گيلك پنجاه و سه درجه و دو دقيقه است و شوشتر سى و پنج درجه و بيست و نه دقيقه است و اردبيل هفده درجه و سيزده دقيقه است و هرات پنجاه و سه درجه و پنجاه و چهار دقيقه است و قاين پنجاه و چهار درجه و چهار دقيقه است و سمنان سى و چهار درجه و سى و هشت دقيقه است و سارى سى و دو درجه و پنجاه و چهار دقيقه است و آمل سى و چهار درجه و سى هفت دقيقه است و قندهار هفتاد و چهار درجه و پنجاه و نه دقيقه است و كشمير هفتاد و يك درجه و نه دقيقه است و ملتان هفتاد و نه درجه است و حلب هجده درجه و بيست و شش دقيقه است و ساير بلاد را تخمين مىكنند به بلاد قريبه به آن اگر چه بناى جميع اينها بر ظن است چون از قول اهل رصد است و در ميان ايشان نيز اختلاف هست و از اين است كه اقاويل ايشان بسيار است كه در كسوف و خسوف واقع نمىشود صحيحا چنانكه در اين چند روز در تقاويم كسوف نوشته بود در ماه ربيع الاول سنه هزار و شصت و پنج هجرى و واقع نشد و دو سه سال قبل از اين نيز حكم كرده بود به كسوف و خسوف و هر دو واقع نشد و ليكن ظنونى كه از اقاويل ايشان در