جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ١٩٧ - ٤٦ - باب معين نمودن گناهان كبيرهاى كه دورى از آنها واجب است
آن كس كه در معرض زنا كردن است در حالى كه مؤمن باشد زنا نمىكند و آن كس كه مشرف به دزدى كردن است در حالى كه مؤمن باشد دزدى نمىكند.
٤٣٦- عبيد بن زراره در حديثى گويد: امام باقر ٧ فرمود: رسول خدا ٦ فرموده است: مؤمن تا مؤمن است زنا نمىكند و مؤمن تا مؤمن است دزدى نمىكند.
٤٣٧- امام صادق ٧ فرمود: بزرگترين گناهان بزرگ هفت گناهند: شرك آوردن به خداى بزرگ و كشتن نفسى كه خداوند كشتن او را حرام گردانده مگر به سببى حقّ و خوردن اموال يتيمان و آزار رساندن به پدر و مادر و نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار و گريختن از جهاد و انكار نمودن آنچه كه خداوند عزّ و جلّ فرو فرستاده است.
٤٣٨- على بن جعفر در كتابش از برادرش موسى بن جعفر ٧ روايت كرده كه: از ايشان در مورد كبائر كه در گفتار خداى عزّ و جلّ كه مىفرمايد: «اگر از كبائرى كه از آنها نهى شدهايد خوددارى كنيد» آمده است پرسيدم كه آن كبائر كدامند؟
حضرت فرمود: مراد از كبائر آن گناهانى است كه خداوند بر ارتكاب آنها آتش دوزخ را واجب ساخته است.
٤٣٩- امام صادق ٧ فرمود: همانا گناهان كبيره هفت گناهند كه در باره ما نازل شدهاند [ولى متأسفانه] همه آن گناهان را نسبت به خود ما روا داشتهاند اولين آنها شرك آوردن به خداى بزرگ است و ديگرى كشتن كسى است كه خداوند كشتن او را حرام گردانده و ديگرى خوردن مال يتيم و ديگرى رنجاندن پدر و مادر و ديگرى نسبت ناروا دادن به زن شوهردار و ديگرى گريختن از ميدان جنگ و ديگرى انكار نمودن حقّ ما است.[١] ٤٤٠- و روايت شده است كه: همانا ستم نمودن و بىعدالتى در وصيّت از گناهان كبيره است.
٤٤١- عبّاد بن كثير هسته خرما فروش گويد: از امام باقر ٧ در باره گناهان كبيره سؤال كردم، حضرت فرمود: تمامى گناهانى كه خداوند بر ارتكاب آنها وعده آتش دوزخ را داده است گناهان كبيرهاند.
٤٤٢- ابى خديجه سالم بن مكرم شتربان از امام صادق ٧ روايت كرده است كه:
دروغ بستن بر خداوند و رسول و جانشينان رسول از گناهان كبيره است.
٤٤٣- رسول خدا ٦ فرمود: هر كس چيزى را كه من نگفتهام به من نسبت دهد پس بايد نشيمنگاهى از آتش را جايگاه و اقامتگاه خود سازد.
[١]- اين حديث در خصال مرحوم صدوق« ره» به صورت كامل ذكر شده است و در ادامه حديث تمامى مواردى را كه مردم در باره اهل بيت عليهم السّلام رعايت ننمودهاند و انجام آنها را در حق ايشان روا داشتهاند بر شمرده است.( رجوع شود به خصال، باب السبعه، حديث ٥٦).