جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٨٧ - ١٥ - باب استحباب زياد گريستن از خوف خدا
شنيده و نه بر قلب بشرى خطور كرده.
١٢٦- امام صادق ٧ فرمود: در راز گويى خداوند با عيسى بن مريم ٧ آمده است كه فرمود: اى عيسى! من پروردگار تو و پروردگار پيشينيان توام. اى عيسى! اى فرزند آن بانويى كه باكره بود و ميل و حاجتش را از مردان بريده بود، بر نفس خود گريان باش چونان كسى كه با خانواده خود در حال وداع است و بىمهرى دنيا را در دل دارد و آن را براى اهل دنيا واگذارده است و ميل و رغبتش تنها به چيزى است كه در نزد خداست.
١٢٧- امام صادق ٧ فرمود: نام حضرت نوح ٧ عبد الغفّار بود ولى چون بسيار بر نفس خود نوحه و زارى داشت نوح ناميده شد.
١٢٨- امام صادق ٧ فرمود: نام حضرت نوح ٧ عبد الملك بود ولى چون پانصد سال را به نوحه و زارى گذراند نوح ناميده شد.
١٢٩- امام صادق ٧ فرمود: نام حضرت نوح ٧ عبد الاعلى بود ولى چون پانصد سال را به نوحه و زارى گذراند نوح ناميده شد.[١] ١٣٠- امام باقر ٧ از رسول خدا ٦ روايت كند: هيچ چيزى نيست جز اينكه معادلى دارد مگر خداوند كه هيچ چيز معادل او نيست، و هيچ سخنى معادل و برابر لا اله الّا اللّه نيست، و اشكى كه از خوف خدا ريخته شود هم وزنى ندارد پس اگر بر چهره شخص جارى گردد پس از آن هرگز آن روى را گرفتگى و تيرگى فرا نمىگيرد.
١٣١- امام صادق ٧ از پدر بزرگوارش روايت كند كه فرمود: رسول خدا ٦ فرمود: خوشا به حال چهرهاى كه خداوند به او نظر دارد، آن چهرهاى كه بر گناهى كه هيچ كس جز خدا بر آن اطلاعى ندارد از خوف خدا مىگريد.
١٣٢- رسول خدا ٦ فرمود: هر چشمى در روز قيامت گريان است مگر سه چشم: چشمى كه از خوف خدا بگريد و چشمى كه [از ديدن] حرامهاى الهى فرو بسته شود و چشمى كه در راه خدا شبزندهدارى كند.
[١]- طبق روايتى ديگر نام حضرت نوح ٧« سكن» بوده است مرحوم صدوق گويد:« آنچه از اسامى در مورد نوح ذكر شده است در حقيقت يك نام است كه جملگى بر عبوديت او اشعار دارد» البته ممكن است نام اصلى ايشان« سكن» باشد و عبد الغفّار و عبد الاعلى و عبد الملك و نوح همگى القاب ايشان باشند.