جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٣٤١ - ٩٣ - باب صحيح بودن توبه در پايان عمر اگر چه هنگامى باشد كه جان به گلو رسيده باشد پيش از اينكه مرگ را به چشم ببيند و همچنين است اسلام آوردن
جان داد- راوى گويد:- پس از آن ما بر امام صادق ٧ وارد شديم و على بن سرىّ اين قضيه را به حضرت عرضه داشت. حضرت فرمود: آن پير مرد مردى از اهل بهشت است. على بن سرىّ عرض كرد: او كه چيزى از ولايت شما را جز همان ساعت مردنش در نيافته بود [چگونه او از اهل بهشت است؟] حضرت فرمود: شما از او چه مىخواهيد؟ به خدا سوگند كه او وارد بهشت شد.
٨٤٢- امام صادق ٧ فرمود: زمانى كه خداوند به ابليس آن قدرت را (قدرت اغواگرى و فريب مردم را) بخشيد حضرت آدم ٧ عرض كرد: اى پروردگار من! ابليس را بر فرزندان من مسلّط نمودى و همانند خون كه در رگها جريان دارد او را با آنان همراه ساختى و به او آن نيروى آنچنانى را بخشيدى پس براى من و فرزندانم چه گذاردهاى؟ خداوند فرمود: براى تو و فرزندانت مقرّر ساختهام كه يك گناهتان يك عقوبت داشته باشد ولى يك نيكى شما ده برابر پاداش داده شود. عرض كرد: اى پروردگار! مرا بيش از اين ده. فرمود: [باب] توبه را براى شما تا زمانى كه جان به گلويتان برسد گسترانده و گشودهام. عرض كرد: اى پروردگار! مرا بيش از اين ده. فرمود: مىبخشم و مرا باكى نيست. عرض كرد: مرا بس است.
٨٤٣- امام محمد باقر ٧ فرمود: رسول خدا ٦ فرموده است: كسى كه يك سال پيش از مردنش توبه كند خداوند توبهاش را مىپذيرد، سپس فرمود: همانا يك سال زياد است، كسى كه يك ماه به مرگش مانده توبه كند توبهاش را مىپذيرد، سپس فرمود: يك ماه هم زياد است، كسى كه يك روز پيش از مرگش توبه كند خداوند توبهاش را مىپذيرد، سپس فرمود: يك روز هم زياد است، كسى كه ساعتى پيش از مرگ توبه كند توبهاش پذيرفته مىگردد، سپس فرمود: يك ساعت هم زياد است، كسى كه توبه كند در حالى كه جانش به اينجا رسيده باشد- و با دست مباركش به گلويش اشاره فرمود: خداوند توبهاش را مىپذيرد.
٨٤٤- از امام صادق ٧ در باره گفتار خداى عزّ و جلّ كه مىفرمايد: «براى آن كسانى كه گناهان را مرتكب مىشوند تا آنجا كه هنگامى كه مرگ يكى از آنان فرا مىرسد مىگويد: اكنون توبه نمودم، توبهاى در كار نيست (توبه آنان پذيرفته نيست)»[١] پرسيده شد. حضرت فرمود: اين پذيرفته نشدن توبه مربوط به آن هنگامى است كه شخص امر آخرت را به چشم خود مىبيند.
٨٤٥- امام باقر ٧ در حديثى فرمود:
رسول خدا ٦ مردى از يهود را كه در حال جان كندن و احتضار بود به سوى اقرار به شهادتين (وحدانيت خدا و رسالت پيامبر) فرا خواند او نيز اقرار نمود و از دنيا رفت پس رسول خدا ص اصحابهاش را دستور داد كه او را غسل داده و كفن كنند سپس خود بر او نماز خوانده و فرمود: حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه
[١]- نساء/ ٢٢.