جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ١٥٧ - ٣٦ - باب استحباب اينكه آدمى به جاى اينكه به عيبجويى از ديگران بپردازد به عيب خود مشغول باشد
٣٦- باب استحباب اينكه آدمى به جاى اينكه به عيبجويى از ديگران بپردازد به عيب خود مشغول باشد
٣٢٩- امام باقر ٧ روايت كند كه رسول خدا ٦ فرمود: سه خصلت وجود دارد كه هر كس اين سه خصلت يا يكى از آنها در او باشد در روزى كه هيچ سايهاى جز سايه عرش الهى نيست در زير سايه عرش الهى خواهد بود: يكى كسى كه به مردم از جانب خود چيزى را عطا كند كه خود نيز درخواستكننده آن چيز از مردمان است و ديگر كسى كه قدمى از قدمى بر ندارد مگر اينكه بداند كه اين قدم بر داشتنش رضايت و خوشنودى خداوند را در پى دارد و ديگر كسى كه از برادر مسلمان خود عيبجويى نكند مگر زمانى كه آن عيب را از خود دور سازد زيرا چنين كسى عيبى را از خود دور نمىكند مگر اينكه عيب ديگرى برايش ظاهر مىشود [پس همواره مشغول به بر طرف كردن عيوب خويش است و با عيب ديگران كارى ندارد] و همين براى مرد كافى است كه به خود مشغول باشد نه مردمان.
٣٣٠- امام باقر ٧ فرمود: از جابر بن عبد اللَّه انصارى شنيدم كه مىگفت: رسول خدا ٦ بر ما گذر مىكرد كه ايستاد و سلام كرد و فرمود: چه شده است كه مىبينم دوستى دنيا بر بسيارى از مردم چيره شده است؟- تا آنجا كه فرمود:- خوشا به حال كسى كه بيم از خدا او را به خود مشغول ساخته و از مردم بيم و هراسى ندارد، خوشا به حال كسى كه عيب خودش او را از عيبجويى برادران مؤمنش باز داشته است.
٣٣١- امام باقر ٧ فرمود: همين عيب براى شخص كافى است كه از عيوب مردم عيبى را تشخيص دهد كه در مورد خودش آن عيب بر او پوشيده مانده [و تشخيص نمىدهد كه اين عيب در خود او نيز وجود دارد] يا اينكه عيبى را بر مردم بگيرد كه در خود او آن عيب هست و او توانايى باز گشتن از آن را ندارد يا اينكه همنشين خود را با سخنان يا كارهاى بيهوده آزار دهد.
٣٣٢- ابو ذر گويد: به رسول خدا ٦ عرض كردم: اى رسول خدا! مرا سفارشى فرما. حضرت فرمود: تو را به رعايت تقواى الهى سفارش مىكنم زيرا تقوى سر همه كارها [ى شايسته] است. عرض كردم: بيش از اين بفرما. فرمود: بر تو باد به تلاوت قرآن و زياد به ياد خدا بودن، عرض كردم: بيش از اين بفرما. فرمود: بر تو باد به سكوت طولانى. عرض كردم: بيش از اين بفرما. فرمود: بر حذر باش از زياد خنديدن. عرض كردم: بيش از اين بفرما. فرمود: بر تو باد كه فقيران را دوست داشته باشى و با آنان همنشينى كنى. عرض كردم: بيش از اين بفرما.
فرمود: حق را بگو اگر چه تلخ باشد.