قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨ - برترى پسر بر دختر
أَمْوالِهِمْ»[١]؛ مردان سرپرست زنان هستند؛ به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى [به گونه تكوينى] برترى داده است و به دليل آنكه [بر اساس وظايف خانوادگى] از اموال خود خرج مىكنند.
شيخ محمد عبده مىنويسد:
اما آيه «وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ» يك چيز را بر زن و چند چيز را بر مرد واجب مىسازد؛ زيرا درجه در اين آيه، همان درجه رياست و برپايى مصالح خانواده است كه با آيه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» تفسير و تبيين شده است، پس زندگى زناشويى نوعى زندگى اجتماعى است و مصالح آن جز با وجود يك رئيس فرمانبردار تأمين نمىشود. از طرفى، مرد براى اين رياست سزاوارتر است؛ زيرا او نسبت به مصالح، آگاهتر است و به سبب نيرو و توانايى مالىاش، براى اجراى آن توانمندتر مىباشد. به همين دليل است كه پشتيبانى زن و نفقه از او خواسته مىشود.[٢] علامه طباطبايى نيز واژه «معروف»[٣] در آيه را به رفتارى تفسير كرده است كه مردم بر اساس فطرت اصلىشان مىپسندند و با آن آشنا هستند؛ چنان كه يك درجه برترى داشتن مرد بر زن نيز، به دليل استعدادهاى فطرى، نيروها، شايستگىها و كاركردهاى زندگى اجتماعى، در نظر مردم پسنديده و ياد آشناست.
علامه اين مطلب را بر اساس اصولى استوار، شرح داده است.[٤]
برترى پسر بر دختر
برخى گفتهاند: در قرآن تعبيرهاى بسيارى است كه اشاره به ارزش پسران و برترى آنان بر دختران دارد و اين نشانگر تأثيرپذيرى قرآن از فضاى عرب جاهلى است؛
[١] . نساء، ٣٤.
[٢] . تفسير المنار، ج ٢، ص ٣٨٠ و ج ٥، ص ٦٧.
[٣] . بقره، ٢٢٨:« وَ لَهُنَّ مِثلُ الّذى عَلَيهِنَّ بِالمَعروف».
[٤] . بنگريد به: الميزان، ج ٢، ص ٢٤٣ و ٢٧٣- ٢٩١.