قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٦ - انواع سحر
ستارهشناسى علمى متولد گرديد.[١] وجدى مىگويد:
قرآن در آيههاى بسيارى از سحر ياد مىكند. گذشتگان بر اين باور بودند كه سحر حقيقت دارد و از علوم مخفى است كه با رياضت و مانند آن، به دست مىآيد. بعضى از گذشتگان و بسيارى از پسينيان بدين باور گراييدهاند كه سحر تردستى و هنرى نمايشى است و دليل محكمى ندارد.
دليل ما بر حقيقت داشتن سحر، تصريح قرآن و همچنين مطالبى است كه در منابع خوارق- كه از حدود نود سال پيش، در اروپا با نام «اسبر تزم» ظهور يافته است- و منابع ديگر وجود دارد؛ [ادلهاى] كه آشكارا، از دنيايى روحانى، با موجوداتى غير قابل تصور، حكايت مىكند؛ موجوداتى كه مىتوانيم پنهانى با آنها گفت و گو كنيم. اگر چنين چيزى ممكن باشد و جهان وجود چنين موجودات پنهانى داشته باشد، هيچ بعيد نيست كه سحر تابع نيروهاى روحانى باشد، نه تنها مهارت و تردستى.
پدر من از محمد وجيهى بيك عمرى، استاندار سابق دمياط- كه مردى راستگو و پارسا بود- نقل مىكند: «در بغداد، خويشاوندى به نام عزت پاشا داشتم كه بسيار شجاع و پر جرأت و بىباك بود و علاقه مفرطى به ديدن شگفتىها و اسرار طبيعت داشت و به همين جهت، با دراويش حشر و نشر داشت و در پى صيد ايشان بود؛ چون برخى از ايشان در اينگونه امور عجيب و غريب، دستى داشتند. روزى با دو درويش غريب روبهرو شد. كار يكى از ايشان اين بود كه وِردى مىخواند، بعد مىگفت:" هُف"، ناگهان همه پنجرههاى خانه باز مىشد؛ هرچند چفت و
[١] . دائرة معارف القرن العشرين، ج ٥، ص ٦٢- ٦٦.