قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٤ - دو نكته
درآمد روسپىگرى دختران زندگى مىكردند.[١] در چنين جامعهاى كه مالكان، كنيزان خود را به فاحشهگرى و هرزگى، مجبور و با درآمد آن زندگى مىكردند، اسلام آمد تا مبارزه كند؛ اما با چه كسى و چگونه؟
اسلام آمد تا به اين مردمان، انسانيتشان را- كه از دير زمان به تاراج رفته بود- باز گرداند؛ آمد تا به اربابان بگويد: بردگان و شما برابر هستيد: «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[٢].
روز فتح مكه نيز پيامبر فرمود:
اى مردم، خداوند افتخارات جاهلى و شرافتهاى نسبى را از ميان برده است. اينك، مردم دو دستهاند: نيكوكار پارسا [- كه] گرامى نزد خداوند [هستند-] و بدكار شقاوتمند [- كه] خوار و بىارزش براى خداوند [مىباشند]. مردم فرزندان آدماند و آدم فرزند خاك. خداوند مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[٣]؛ «اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله و قبيله گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد. در حقيقت، ارجمندترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست.»[٤]
معناى اين سخن پيامبر گرامى آن است كه مردم، همگى، آزاد و برده، برادرانى از يك پدر و يك مادرند و تنها ملاك برترى ميان خاكيان، مقامات انسانى است.
در رساله حقوق امام سجاد عليه السلام- كه براى برخى از يارانش فرستاده- آمده است:
اما حق مملوك تو بر تو آن است كه بدانى آفريده پروردگارت، فرزند پدر و مادرت و از جنس گوشت و خون توست ...[٥]
[١] . نور، ٣٣.
[٢] . نساء، ٢٥. اين آيه درباره همانندى ازدواج كنيزان با ازدواج زنان آزاد نازل شده است.
[٣] . حجرات، ١٣.
[٤] . بنگريد به: جامع ترمذى، ج ٥، ص ٣٨٩ و مسند احمد، ج ٢، ص ٣٦١.
[٥] . بحار الانوار، ج ٧١، ص ٥ و ١٤ و ١٥ و خصال، ص ٥٦٧ و ٥٦٨.