قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٣ - دو نكته
پس از كار روزانه نيز در سلولهاى تاريك و بدبويى مىخوابيدند كه حشرات و موشها در آن جولان داشتند. هر ده نفر در يك سلول، همراه با زنجير بر پاها، انداخته مىشدند؛ بدين سان حتى به اندازه فضاى خالى ميان دو گاو در باغ وحش، فضا نداشتند.
برده در محيط رومى اين گونه بود. ديگر نيازى به سخن از قوانين مربوط به بردگان نيست؛ نيز اين كه يك مالك حق كشتن و شكنجه و به بند كشيدن او را داشت؛ بدون اين كه برده حق شكايت داشته باشد يا مرجعى به شكايت وى رسيدگى كند.
خريد و فروش برده در فارس، هندوستان و جاهاى ديگر نيز از جهت زيرپا گذاشتن شخصيت انسانى برده، تحميل وظايف سنگين بر او و نداشتن هيچگونه حق، همين گونه بود؛ هرچند در ميزان سختگيرى و خشونت، كم و بيش تفاوتهايى در اين سه كشور (روم و فارس و هند) ديده مىشد.
هنگامى كه وضعيت برده در كشورهاى متمدن اينگونه باشد، ديگر كشورهاى عقب مانده، مانند جزيرة العرب، جاى خود را دارند؛ كشورهايى كه در جهالت و گمراهى و تباهى دست و پا مىزدند و زندگى افراد به بهاى خون ريزى و ديگر كشى، بود و بدان افتخار مىكردند. يكى از همين افراد مىگويد:[١] همه افراد قبيلهشان را كشتيم و گرفتيم؛ جز موسفيدان و طفلان خُردسال.
در توصيف وضعيت وحشتناك اين جامعه، همين بس كه دختران را زنده به گور مىكردند[٢] و پسران را از ترس فقر و تنگدستى مىكشتند[٣] و از اين بدتر، با
[١] .
|
أبحنا حيّهم قتلًا وأسراً |
عدى الشمطاء والطفل الصغير |
|
[٢] . تكوير، ٨.
[٣] . انعام، ١٥١ و اسراء، ٣١.