قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٤ - چونان سرهاى شياطين
«كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ»[١]؛ مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان به بىراهه كشاندهاند.
«اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ»[٢]؛ شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است؛ آنان حزب شيطاناند. بدان كه حزب شيطان همان زيانكاراناند.
خداى تعالى از پيامبرش، ايوب عليه السلام نقل مىكند:
«إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ»[٣]؛ آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.
اين آيه بيانگر آن است كه آزار و وسوسهها و دسيسههاى زشت شيطان اولياى الهى را در رنج و مشقت افكنده است؛ چنان كه در آيه ديگر فرمود:
«إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»[٤].
بنابراين تماس شيطان به معناى آزارهاى او مىباشد كه پيامد دسيسههاى زشت اوست؛ نه آسيبرسانى مستقيم.[٥]
چونان سرهاى شياطين
خداى تعالى فرمود:
«أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ. إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ. إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ. طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ. فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ»[٦]؛ آيا براى پذيرايى، اين بهتر است يا درخت زقوم؟ همانا، ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانديم. آن، درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد. ميوهاش
[١] . انعام، ٧١.
[٢] . مجادله، ١٩.
[٣] . ص، ٤١.
[٤] . انبياء، ٨٣.
[٥] . بنگريد به: تفسير كبير، ج ٧، ص ٨٩ و الميزان، ج ٢، ص ٤٣٦.
[٦] . صافات، ٦٢- ٦٦.