قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٦ - اختيار طلاق
دختر يزيد انصارى، آوردهاند كه گفته است:
من در زمان پيامبر طلاق داده شدم و تا آن زمان، زن مطلقه عدهاى نداشت. هنگامى كه من طلاق داده شدم خداوند عده طلاق را با اين آيه نازل فرمود: «وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ»[١].
بدين ترتيب او نخستين زنى بود كه حكم عده طلاق درباره او نازل شده است.
همچنين عبد بن حميد از قتاده نقل مىكند كه مردم زمان جاهليت [زنانشان را] طلاق مىدادند و كسى عده نگه نمىداشت.[٢] البته روايت ديگرى از قتاده نقل شده است كه طلاق در دوران جاهليت حد و حساب نداشت و در عده رجوع مىكردند كه شايد اين جمله از راوى بوده يا نظر به وضعيت پس از تشريع قانون عده در اسلام داشته باشد؛ وگرنه در برابر روايات پر شمار پيشين نمىتواند بايستد.
***
سومين پرسش اين است كه آيا طلاق، يكسره در دست مرد و به خواست اوست؟ مشهور به استناد سخن پيامبر كه «إنّما الطلاق لمن أخذ بالساق»[٣] بر اين باورند. حديث ياد شده را ابن ماجه در سنن از ابن عباس چنين نقل كرده است كه مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله مولاى من كنيزش را به همسرى من درآورده است و اكنون مىخواهد ما را از هم جدا كند.» پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر رفت و فرمود: «چه مىشود برخى از شما را كه كنيز خود را به ازدواج عبد
[١] . بقره، ٢٢٨. بنگريد به: الدر المنثور، ج ١، ص ٦٥٦؛ سنن ابو داوود، ج ٢، ص ٢٨٥؛ سنن بيهقى، ج ٧، ص ٤١٤.
[٢] . تفسير طبرى، ج ٢، ص ٢٧٦.
[٣] . سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٦٤١ و كنز العمال، ج ٩، ص ٦٤٠، به نقل از« جامع الكبير» طبرانى. هيثمىدر مجمع الزوائد روايت را از عصمه نقل كرده و گفته است:« در سند آن، فضل بن مختار آمده كه ضعيف است.» همچنين روايت ابن عباس كه در سنن ابن ماجه و جامع الكبير آمده، در سندش ابن لهيعه آمده كه ضعيف است( پاورقى سنن ابن ماجه).