قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤ - سهم مرد دو برابر زن
اسب سوار نشده و جنگ نكرده است.» خود آنها نيز به زنان و پسران خردسال ارث نمىدادند؛ مگر به آن كسى كه سوارى و نبرد را مىتوانست.[١] در مرحله بعد، نوبت به تعيين سهم الارث براى زن مىرسد:
«يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ»[٢]؛ خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش مىكند؛ پسر به اندازه دو دختر سهم دارد.
اين، خداوند است كه توصيه مىكند و اوست كه تقسيم مىكند؛ كه همه مقررات و آيينها از سوى اوست و همگان ريزترين دستورهاى زندگى را از او فرا مىگيرند. اين، همان دين است. اگر مردم همه امور زندگى را از خدا فرا نگيرند، ديندار نخواهند بود و اگر چيز كوچك يا بزرگى از اين گونه امور را از منبع ديگرى فرا گيرند، اسلام نياوردهاند، بلكه همان جاهليتى است كه اسلام براى ريشه كنى آن از زندگى مردم آمده است.
بنابراين نمىتوان گفت كه ما براى خود و فرزندانمان راهى بر مىگزينيم و خود به مصالح خويش آشناتريم؛ زيرا چنين سخنى- افزون بر اينكه نادرست است- وقاحت، سركشى و برترىجويى در برابر خداوند است و پندارى است كه جز از نادان وقيح سر نمىزند. بر اين اساس سخن از معامله بر سر يك جنس نيست، بلكه مسئله، توازن و تعادل وظايف مرد و زن در عرصه خانواده و نظام اجتماعى اسلامى است. مرد آن گاه كه همسرى بر مىگزيند، تكفّل او و فرزندانش به هر صورت، بر او تكليف مىشود؛ در حالى كه زن از اين تكاليف معاف است. در هيچ صورت، نفقه شوهر وفرزندان بر عهده زن نيست؛ چه پيش از ازدواج و چه پس از آن؛ زن عهدهدار امور خود باشد يا مرد ديگرى. مرد دست كم، در نظام خانوادگى و نظام اجتماعىاى كه اسلام ترسيم كرده است، دو برابر زن مسئوليت و وظيفه دارد.
[١] . تفسير طبرى، ج ٤، ص ١٨٥.
[٢] . نساء، ١١.