قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٤ - سحر در قرآن
از اين رو خداوند خبر داده است كه اين كار آنها فريب و چشمبندى بود و واقعيت نداشت. همچنين عرب نوعى از زيورآلات را مسحور مىنامد؛ يعنى بدلىجات كه چشمها را مىفريبد و واقعى مىنمايد.[١] شيخ محمد عبده نيز در تفسير خود، پس از نقل سخن جصّاص، همين نظريه را پذيرفته، گويد:
بنابراين منظور از جادو كردن چشمان مردم، همين نقشه ساختگى بود؛ اگر گزارش ياد شده راست باشد. همچنين ممكن است كه ترفند ديگرى را به كار رفته باشند؛ مانند پخش كردن گازها و دودهايى كه بر چشمها تأثير گذار باشد يا به شكل مار درآوردن عصاها و ريسمانها و حركت دادن آنها با وسايلى پنهانى [مانند نخهاى نامرئى]. اين گونه كارها از روشهاى تردستى است كه «سيمياء» ناميده مىشود.[٢] سيمياء واژهاى يونانى، به معناى شعبده و چشمبندى و تردستى است.
سيمياء، حركات سريعى است كه بر اثر آن، شكلهايى غير واقعى به چشم مىآيد و چه بسا، به كمك مواد شيميايى نامرئى انجام داده مىشود. اين كار از گذشته تا به امروز، معمول بوده است كه براى سرگرمى، در مجالس لهو و جُنگهاى شادى و در مناسبتها و اعياد، از آن استفاده مىشود.
زمخشرى گويد:
«سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ»[٣]؛ يعنى با فريب و شعبده، نمايش دادند و تخيلاتى غير واقعى آفريدند.[٤] بنابراين از آيه هيچ گونه اعتراف به حقيقت سحر فهميده نمىشود [و آن را] جز شعبده و ترفند براى چشمبندى مردم [معرفى نمىكند]. شبهه افكنان به آيات
[١] . احكام القرآن جصّاص، ج ١، ص ٤٢ و ٤٣.
[٢] . تفسير المنار، ج ٩، ص ٦٧.
[٣] . اعراف، ١١٦.
[٤] . الكشاف، ج ٢، ص ١٤٠.