قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٢ - سحر در قرآن
فرمود: «سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ»[١].
اماكار آنها، تنها چشمبندى، تخيل ساده و نمايشى غيرواقعى بود. طبرسى گويد:
براى به حركت درآوردن عصاها و ريسمانها از انواع شگردها، مانند استفاده از جيوه و ديگر ترفندها، بهره جسته بودند؛ در نتيجه مردم مىپنداشتند كه آنها مانند مار در جنب و جوشاند. اين كه خداوند مىفرمايد: «چشمهاى مردم را جادو كردند» بدان جهت است كه مردم به دليل فاصله بسيار، حقيقت آن نمايش را نمىدانستند و به درستى، آن را نمىديدند. ساحران به كسى اجازه ورود در صحنه را نمىدادند [تا مبادا رسوا گردند]. اين، خود، دليل بر آن است كه سحر واقعيتى ندارد؛ زيرا اگر آن ريسمانها و عصاها با سحر و جادو تبديل به مارهاى واقعى شده بودند، خداوند نمىفرمود: «چشمهاى مردم را افسون كردند»[٢]، بلكه مىفرمود: هنگامى كه عصاها را افكندند، تبديل به مار شد. خداوند مىفرمايد: «بر اثر سحر ايشان تخيل مىشد كه در جنب و جوش است»[٣].[٤]
خداوند از آن رو سحر ساحران را عظيم خوانده است كه براى مردم صحنهاى بسيار هولناك و شگفت و عظيم بود. فخر رازى ذيل اين آيه (اعراف، ١١٦) مىنويسد:
كسانى كه سحر را تنها ظاهر فريبى مىدانند، به اين آيه استدلال كردهاند. قاضى گفته است: «اگر سحر واقعيت داشت، دلها را فريب
[١] . اعراف، ١١٦:« ديدگان مردم را افسون كردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ آوردند.»
[٢] . اعراف، ١١٦.
[٣] . طه، ٦٦.
[٤] . مجمع البيان، ج ٤، ص ٤٦١.