قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٩ - چند همسرى
٣. همه يا برخى از مردان شايسته بيشتر از يك همسر داشته باشند كه مردان هريك از زنان خويش را همسر راستين خود ببيند؛ نه رفيق در راه حرام و مخفيانه.
گزينه اول با فطرت و طبيعت زن و احساسات زنانه وى نمىسازد؛ زيرا اشتغال و كسب درآمد، همه نيازهاى زندگى زن را برآورده نمىسازد، بلكه مسئله عميقتر از پندار اين گزافهگويان سطحىنگر است. همان گونه كه مرد با درآمد و كار تأمين نمىشود و در پى تشكيل خانواده است، زن نيز چنين است؛ چرا كه هر دو از يك سنخ وجودى هستند.
گزينه دوم نيز با رويكرد درست و با اصول و مبانى جامعه اسلامى پاكيزه دامن و نيز با كرامت انسانى زن ناسازگار است.
اما گزينه سوم همان است كه اسلام با شرايطى عادلانه و در چارچوبى محدود برگزيده و اين راه درمان سودمند براى مشكل ياد شده است؛ اگر صاحبدلى حقنيوش، با چشم حقيقت بين بنگرد.
سيد قطب در اين زمينه بحثى دامنهدار كرده كه به همه جوانب مسئله پرداخته است؛ همچنين صاحب تفسير المنار، علامه طباطبايى در الميزان و ديگر بزرگان.[١] از سوى ديگر اين قانون، قانونى بىقيد و شرط نيست، بلكه مشروط به رعايت عدالت و نظارت تقواى درونى است. آرى، زمين تنها با قوانين و مصوبهها، آباد و سالم نمىشود؛ اگر تقواى درونى بر كارها مراقبت نداشته باشد. اين گونه تقوا نيز برانگيخته نيست؛ مگر آن كه قانونگذار از همه اسرار آگاه باشد و بر همه نهادها اشراف داشته باشد. اگر چنين باشد، هر فرد هنگام تصميم به قانون شكنى احساس مىكند كه به خدا خيانت كرده و با فرمان او به معارضه برخاسته و خدا از تصميم و اقدام او آگاه است، پس گامهاى او نااستوار و بندبند وجودش لرزان مىگردد و
[١] . بنگريد به: فى ظلال القرآن، ج ٢، ص ٢٤٠-/ ٢٤٥؛ تفسير المنار، ج ٤، ص ٣٥٧- ٣٦٢؛ الميزان، ج ٤، ص ١٩٥- ٢٠٧.