قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦ - نكتهاى ادبى در آيه
آوردن جوانب موضوع، با او هميارى مىكند. گاه نيز اشتباه برآمده از طبيعت منفعلانه است؛ زيرا او به اقتضاى رسالت مادرىاش، سرعت بالايى در پاسخگويى و واكنش در برابر خواستهها و نيازهاى كودك دارد؛ به گونهاى كه بدون تأمل و انديشيدن، به سرعت واكنش نشان مىدهد. اين طبيعت يك زن معمولى است و در همه امور يكسان است؛ چرا كه زن يك شخصيت دارد؛ حال آن كه شهادت درباره تعاملها نيازمند پيراستگى از انفعال و درنگ در مورد رويدادها، بدون تأثيرپذيرى و القائات است. وجود دو زن براى شهادت اين تضمين را مىدهد كه اگر يكى بر اثر واكنش سريع بلغزد، ديگرى به يادش آورد و در نتيجه او به اصل موضوع باز گردد.[١] بنابراين علت اين مطلب، تنها، مشكل به يادسپارى زن است كه به طبيعت زنانهاش باز مىگردد. شيخ طبرسى مىگويد: «زيرا فراموشى در زنان بيشتر است تا مردان.»[٢] البته در اين گونه امور كه به شؤون خانواده و تربيت كودكان ارتباط نمىيابد.
نكتهاى ادبى در آيه
در اينجا اين پرسش مطرح است كه چرا واژه «احداهما» در آيه تكرار شده است؟
آيا عبارت «أن تضلّ إحداهما فتذكّرها الأخرى» كفايت نمىكرد؟
در پاسخ بايد گفت كه با توجه به محتواى آيه، اين تعبير رسا نيست؛ زيرا عبارت ياد شده به اين معناست: «اگر يكى از آن دو زن شاهد، چيزى را فراموش كرد، ديگرى به يادش مىآورد»؛ حال آن كه منظور آيه اين است كه آنها، هر دو، در معرض اشتباه و فراموشى هستند، از اين رو هريك متمم و مكمل نقص شهادت ديگرى است. با اين تعامل و همكارى در گواهى و تكميل شهادت هريك با
[١] . بنگريد به: فى ظلال القرآن، ج ١، ص ٤٩٣.
[٢] . بنگريد به: مجمع البيان، ج ١، ص ٣٩٨ و تفسير قاسمى، ج ١، ص ٦٣٥.