قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦١ - انواع سحر
جهان، به تو پاداش مىداد. اكنون كه اسلام آوردى، خداوند پاداشى بزرگتر براى تو در آخرت ذخيره كرده است.
برهمائيان مرتاض هندى در اين زمينه قضاياى شگفتى دارند و تصرفاتى خارق العاده مىكنند كه به توان بالاى نفسانى آنها بر مىگردد و اين توان نفسانى، بر اثر ترك لذتها و تحمل مشقتها به دست مىآيد. بدينسان، با مقدارى از نيروى خارق العاده اشباع و اقناع مىشوند و از آخرت بهرهاى ندارند.
در خاطرات يكى از ياران جرج ششم، پادشاه انگليس- كه در سفر به هندوستان در ايام اشغال هند، همراه او بود- چيزهاى شگفتى در اين باره آمده است؛ از جمله مىنويسد:
در يك ايستگاه كه قطار ما براى آبگيرى توقف داشت، پادشاه از قطار پياده شد و به قدم زدن پرداخت. در اين هنگام، به يك مرتاض نشسته در گوشهاى برخورد كه بسيار چرك و ژوليده بود. به او توصيه كرد كه تن و لباس خود را پاكيزه كند و تلاش كرد كه به او كمك كند. مرد مرتاض خشمگين شد و پاسخى به او نداد. پادشاه رفت و سوار قطار شد، اما قطار حركت نمىكرد. مهندسان و تعميركاران به بررسى قطار پرداختند، اما اشكال فنى نيافتند. افسران هندى كه همراه پادشاه بودند، مرد مرتاض را در گوشهاى ديدند. از پادشاه انگليس پرسيدند: آيا به مرتاض چيزى گفتيد كه او را ناراحت كرده باشد؟ پادشاه گفت: چنين جريانى ميان من و او رد و بدل شد، اما اقدام بدى نسبت به او نكردم.
گفتند: شايد او ناراحت شده و سخن شما را توهين به خود پنداشته و قطار را متوقف كرده است. پادشاه برگشت و از آن مرد مرتاض دلجويى و عذرخواهى كرد. مرتاض سر خود را بالا آورد؛ در حالى كه رضايت در چهرهاش ديده مىشد و با اشاره او، قطار به راه افتاد.