قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٩ - انواع سحر
كار زمينيان مىكنند- و جنيان و روحانيان را به زير سلطه خويش آورد و همه را براى تغيير عناصر مادى و دستبرد در جهان بالا و پايين به كار گيرد؛ سخنى بس مسخرهآميز كه به داستانهاى خندهدار شبيهتر است. در اينباره قصهها و نقلهاى بسيارى است كه زاييده نيروى خيالپردازى و دروغ سازى ياوه سرايان مىباشد.
آرى، اهل ورد و جادو، نميمه سازان و وسوسه بازانى هستند كه ميان دو زوج و يا دو دوست، جدايى مىافكنند و تنها كارشان، فساد در زمين است. آنها- چنان كه قرآن مىفرمايد- چيزهايى مىآموزند كه زيان مىبارد و سودى نمىبخشد؛ و چه توصيف دقيق و درستى!
آرى، مطلبى كه نمىتوان انكار كرد و پيش از اين اشاره شد، اين است كه درون انسانها نيروى خارق العادهاى وجود دارد كه مىتوان آن را با تمرين و رياضت، در راستاى اهداف والاى رحمانى يا اهداف پست زمينى، رشد داد. پيامبران، اوليا و شايستگان با رويكرد اول، به مقامات بلند دست مىيابند و چه بسا، جهان هستى به تسخيرشان در مىآيد. رويكرد پست دوم را نيز اهل رياضت، با ترك شهوات نفسانى و لذتهاى زندگانى و شرايط شاق و كارهاى سخت- كه خدا نفرموده است- در پيش مىگيرند. آنان با سختگيرى بر خود و ترك لذتهاى دنيوى- كه در حد خود، وزن و تأثيرى در اين دنيا دارد- به نتايجى دست مىيابند، اما چون در آن جهان بهرهاى ندارند، خداى تعالى در برابر رنجهايى كه بردهاند، نيرويى به آنان مىبخشد كه درون آنان را قانع مىكند. كارهاى محدودى كه مرتاضان هند و ديگر سرزمينها انجام مىدهند، از همين قبيل است. البته شرط اين توانمندى آن است كه در جهت فسادگرى به كار گرفته نشود؛ وگرنه از آنان سلب خواهد شد؛ مانند داستان «بلعام بن باعورا». گفته مىشود كه وى مردى شايسته از امت موسى بود كه به عنايت خدا، دعاهايش مستجاب مىشد. او با نفرين بر گروهى از مؤمنان، به يكى