قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٨ - انواع سحر
رنج گدايى، ننگِ امرار معاش از مازاد ديگران، حيله و تزوير، كلاشى و فريب كارى، خويش را رها مىكردند. بىچارهها سد رمق نمىتوانند؛ چه رسد به تسخير ارواح و نيروهاى آسمانى.
ابن خلدون- كه ميداندار نقل اين شايعهها، با آب و تاب فراوان است- مىگويد:
اين گونه تأثير فقط، در اشيا، حيوانات و بردهها كاربرد دارد و خود آنها (ساحران) مىگويند كه ما فقط چيزهاى قابل خريد و فروش و تملك را سحر مىكنيم.[١]
وى مىگويد:
بعضى از اينها را «شكمدران» مىنامند كه با اشاره به شكم گوسفند، ناگاه مىشكافد. اين از سحرآميزترين كارهاست كه با آن، وحشت مىآفرينند تا باج بگيرند و پولى به دست آورند. نوعاً، اين كار مخفيانه و با ترس از برخورد حاكمان انجام داده مىشود.[٢] بىچارهها نمىتوانند از جان خود دفاع كنند و مىخواهند بر نيروى طبيعت غلبه يابند!
شگفت از فريد وجدى كه سراپا گوش شده و دل به بافتهها و نوشتههاى ابن خلدون سپرده است كه مىگويد: ساحر مىتواند كائنات را تسخير كند و افلاك- كه گمان كردهاند جسم و جان دارند[٣]- و ستارهها- كه گمان بردهاند مىانديشند و تدبير
[١] . مقدمه ابن خلدون، ص ٥٠١.
[٢] . همان، ص ٥٠٠.
[٣] . جسم و جان افلاك، دايرههايى فرضى است كه عقل رسم مىكند و هر نقطه، دايرهاى فرضى و غيرواقعى دارد. آرى، گروهى از پيشينيان، افلاك را اجسامى ذى شعور و داراى عقل و نفس مىپنداشتند كه در تدبير عوالم پست، از روى علم و اراده، دخالت دارند، از اين رو مىتوان آنها را در راه اهداف نادرست به كار گرفت.