قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨ - زن در ساحت قضاوت
عبارت «ضَلُّوا عَنَّا»؛ يعنى از نزد ما رفتند و ايشان را از دست داديم، پس نمىتوانند عذاب را از ما بازدارند و پرستشهايمان تباه شده است.[١] آيه «لا يَضِلُّ رَبِّي» نيز بدين معناست كه خداى من چيزى را از دست نمىدهد و چيزى از او غايب نمىشود.[٢] راغب اصفهانى نيز «ضلال» را در آيه مورد بحث[٣]، به معناى فراموشى تفسير كرده است.
زن در ساحَت قضاوت
قضاوت يك منصب رسمى براى حل مخاصمات در نظام قضايى اسلام مىباشد كه بسيار خطير و مسئوليتى بزرگ است، از اين رو تصدى اين منصب شايسته زن- كه بسيار واكنشپذير است- نيست؛ همانند ديگر مسئوليتهاى خطير مربوط به ولايت عامه كه ويژه ولى امر مسلمانان است.
فقها در اين سخن اتفاق نظر دارند كه قضاوت از شؤون ولايت كبراى امام المسلمين است[٤] و در قانون اسلام، مسئوليتى كه از جمله اين شؤون باشد، قابل واگذارى به زن نيست و او نمىتواند بار گران آن را بر دوش كشد. پيامبر صلى الله عليه و آله كار قومى (فارسيان آن روزگار)[٥] كه حكمرانىشان را به زنى سپرده بودند، ناپسند شمرد و ايشان را به نارستگارى بيم داده، فرمود: «لن يفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة.»[٦]
[١] . مجمع البيان، ج ٤، ص ٤١٦.
[٢] . همان، ج ٧، ص ١٣.
[٣] . آيه ٢٨٢ سوره بقره.
[٤] . شهيد، ابوعبداللَّه محمد بن مكى عاملى گويد:« قضاوت، ولايتى است شرعى از جانب امام معصوم درداورى بين عامه مردم.» بنگريد به: الدروس الشرعيه، ص ١٦٨.
[٥] . زمانى كه زمام امور را به پوراندخت، فرزند خسرو پرويز سپرده بودند.
[٦] . سنن بيهقى، ج ١٠، ص ١١٨ ومسند احمد، ج ٥، ص ٣٨، ٤٣، ٤٧ و ٥١.