قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٧ - چند همسرى
از اين روست كه به رسميت شناختن چند همسرى در اسلام، با توجه به شرايط ومقتضيات زمانى ياد شده، راه حل قطعى بزرگترين مشكل اجتماعى بر سر راه حركت اصلاحى اسلام بود كه به صورت قانونى فراگير و هميشگى، فرض شد.
البته اين دستور صريح قرآن در وضعيت اضطرارى و در زمان بحران سختى صادر شده كه جز با اين قانون عادلانه، حل شدنى نبود. چه بسيار از مفاسد اجتماعى كه ملتها در پى جنگهاى ويرانگر- كه مردان را نابود كرده و زنان را بيوه ساخته بود- تجربه كردند. زنانى بىسرپرست خواهان حمايتهاى مردان شايسته بودند، ولى قانون چنين اجازهاى نمىداد، درنتيجه فحشا و انحطاط اخلاقى در ميان زنان، بلكه كودكان خردسال رواج يافت. همين جنگ جهانى دوم آثار سوء و مفاسد بسيارى در پى داشت كه همه مناطق اروپايى را فرا گرفت؛ به ويژه آلمان كه حملات همه جانبه بيشترى را از پيمان سه جانبه متفقين و امريكا و شوروى تحمل كرد.
گذشته از شأن نزول آيه، اين قانون پاسخ به فطرت درونى انسان و اقدامى در راستاى صيانت جامعه از گسترش فساد بود كه در شرايطى محدود و وضعيتى خاص تشريع شد. اسلام براى محدودسازى روابط آمد؛ نه آن كه آن را به دلخواه مرد واگذارد، از اين رو ازدواج دوباره را مشروط به عدالت كرد و بدون آن را اجازه نداد، اما چرا اين اجازه را داد؟ اسلام نظامى واقعگرا و مثبتنگر و سازگار با فطرت و طبيعت و هستها و بايدهاى انسان و واقعيتهاى زندگى او در مناطق و زمانها و وضعيتهاى گوناگون است. اسلام انسان را در وضعيتهاى فعلى و در برنامههاى آيندهاش درك كرده، او را يارى مىكند تا به روند رو به رشد خويش، به اوج قله كمال دست يابد؛ بى آن كه ويژگىهاى طبيعى او را انكار كند يا به رسميت نشناسد يا واقعيتهاى وجودى او را مورد اغفال و اهمال قرار دهد.
بنياد اسلام هرگز بر پايه لافهاى تو خالى يا زيركنمايىهاى سست يا ايدهآليسم پوچ يا آرزوهاى رؤيايى- كه با فطرت و حقيقت و واقعيتهاى زندگى