قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩ - برترى پسر بر دختر
زيرا آنها دختران را از ترس ننگ، زنده به گور مىكردند:
«وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ. يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ»[١]؛
و آن گاه كه يكى از ايشان را مژده تولد دخترى مىدادند، چهرهاش سياه مىشد و به غايت خشمناك. از شرم اين مژده، از مردمان پنهان مىشد؛ آيا او را با خوارى نگاه دارد يا در خاكش پنهان سازد. هان، چه زشت است آنچه مىكنند.
مىبينيم كه قرآن كريم اين انديشه جاهلى آنان را زشت مىشمارد و آنان را به سبب تفاوت نهادن ميان پسران و دختران، سرزنش و توبيخ شديد مىكند.
با وجود اين، قرآن در برخى از موارد، تا اندازهاى با ايشان همراهى كرده است.
عرب مىپنداشت برخى از فرشتگان مؤنث مىباشند و دختران خداى سبحان هستند. قرآن در اين زمينه مىگويد:
«فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ. أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ. أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ. وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ. أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ. ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ. أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»[٢].
در آيات ياد شده رسوا كردن عرب از دو جهت است: يكى اينكه برخى از فرشتگان را مؤنث پنداشتهاند؛ ديگر اينكه آنان را دختران خدا و از صلب او دانستهاند. قرآن در اينجا، هم نوا با عرب- كه دختر را خوار مىشمردند- مىپرسد:
چگونه خداوند دختران را بر پسران برگزيد: «أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى. تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى»[٣]؛ آيا پسران از آنِ شماست و دختران از آن او؟ اين تقسيمى ستمكارانه و ناعادلانه است.
يا مىگويد:
[١] . نحل، ٥٨ و ٥٩.
[٢] . صافات، ١٥٠- ١٥٥.
[٣] . نجم، ٢١ و ٢٢.