قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - برترى پسر بر دختر
«أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ. وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ. أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ»[١]؛
آيا از آفريدههاى خود، دختران را بر مىگزيند و پسران را به شما اختصاص مىدهد؟ هرگاه يكى از ايشان به آنچه خود، براى خدا نسبت مىدهد، مژده داده مىشود، چهرهاش سياه گشته، خشمناك مىشود. آيا آن كس [را شريك خدا مىكنند] كه در زيور نشو و نما يافته و در جدال، بيانش روشن نيست؟
در اين آيه تفاوت ميان مرد و زن را برخاسته از سرشت آنها مىداند كه زن با انگيزه فطرى زنانهاش، به زيورها گرايش بيشترى دارد تا واقعيتها. از سوى ديگر، زن طبعى نازك دارد كه در برابر رويدادها، پايدار نيست و زود واكنش نشان مىدهد.
او طبق فطرت وسرشتش، رويارويى با سختىهاى زندگى را بر نمىتابد وتوانايى گشودن مشكلات را ندارد. زن ظرافت و ناتوانى را با هم دارد؛ بر عكس مرد كه از سرسختى و نيروى اراده برخوردار است. از اينروست كه آيه در ادامه، پندار آنان را درباره فرشتگان- كه دختر هستند- ناپسند شمرده، مىگويد: «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ»[٢].
همچنين قرآن از فرشتگان با صفت مذكر ياد مىكند: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ... اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا ...»[٣].
همه ضميرها در اين آيات وديگر آيات قرآن جمع مذكر است، از اينرو خداوند با توبيخى گزنده مىگويد: «أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً»[٤].
اگر چيزى از اين همه استفاده شود، تنها اندك شمردن ارزش مؤنث است كه عادت عرب بر آن بود، اما آيا قرآن نيز در اين پندار با آنان همنوا شده است؟
[١] . زخرف، ١٦- ١٨.
[٢] . زخرف، ١٩.
[٣] . بقره، ٣٠- ٣٤.
[٤] . اسراء، ٤٠.